خلاصه با هر يك از روحانيّون كه ما در ايران سلام و عليك داشتيم بوسيلهء كاغذ اينها را با يكديگر مرتبط ميكرديم .
چون اين خيلى مهم بود كه روحانيّون سرشناس با همديگر در « تعيين هدف » و « كيفيّت حركت » همگام باشند .
البتّه افرادى هم پيدا مىشدند كه كار شكنى ميكردند ، و خسته ميكردند و نَفَس انسان را مىگرفتند ، امّا ما رنج و تعبِ برخورد با آنها را تحمّل ميكرديم ، ما وظيفه خودمان را انجام ميداديم .
« همكارى جدّى و نزديك با حضرت آية الله خمينى ( ره ) »
در اوّلين برخورد علماء با دولت پس از رحلت مرحوم آية الله بروجردى ، بيش از همه رهبر فقيد انقلاب مرحوم آية الله خمينى رضوان الله عليه محكم و جدّى به صحنه آمدند ؛ و حضرت آقا كه مرد حق بودند و بىهوا و هوس و پىگير جريانها ، به خوبى اين معنى را دريافتند و با شاخص شدنِ ايشان براى زعامتِ حركت ، ايشان را تأييد و حمايت فرمودند . خودشان ميفرمايند :
« . . . آية الله خمينى كه تلگراف به شاه كردند علاوه بر اين تلگراف يك اعلاميّه هم دادند كه به زودى در طهران منتشر شد و شايد همان ساعتهاى اوّل بود كه بدست ما رسيد . من يك كاغذى براى ايشان نوشتم به عنوان تأييد و تشكّر . حتّى اين آيه را هم بالايش نوشتم كه :
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها
. كه مفادش اين است : با نبودن آية الله بروجردى ما نبايد متأثّر باشيم ؛ خداوند هر آيتى را بردارد يك آيهاى مثل او يا بهتر از او را مىآورد . و إن شآء الله شما كارتان را بكنيد و نگرانى نداشته باشيد . . . ايشان هم براى ما جوابى نوشتند و تشكّر كردند . . . »
حضرت آقا نسبت به تعابيرى كه در اعلاميّهها به كار برده مىشد خيلى