سخنى بگوئيم ، زيرا با توجّه به تذكّرات آقايان أعلام و مراجع ، مطلبى مخفى نمانده است ، بلكه ميخواهيم بپرسيم :
مگر دولت ميتواند با تصويبنامه قانون بگذراند ؟ مگر با نبودن نمايندگان واقعى مردم ميتوان براى سرنوشت يك ملّت قانون گذرانيد ؟ اين عمل در دنيا عمل ظالمانهاى است كه افرادى در پناه قدرت شخصى بخواهند سرنوشت ملّتى را تغيير دهند ، و يا فرضا دستورات مذهبى و اصول مسلّمه و قوانين موضوعه آن را تبديل نمايند .
كسانى كه ذيل اين ورقه را امضاء مىكنند و نامشان را در زير اين اعلاميّه مشاهده مىكنيد اميد است از زمره خدمتگزاران صديق دين بوده باشند كه با هيچ دسته و جمعيّت رابطه بخصوصى نداشته و نسبت به تمام افراد مسلمان با چشم برادرى مىنگرند ، و شايد هر كس ما را بشناسد با همين وصف بشناسد . و ما مقصودى از اين گفتار جز خيرخواهى و بيان حقيقت نداريم .
البتّه با توجّهات حضرت بارى تعالى شأنُه و عنايات خاصّه حضرت ولىّ عصر أرواحنا له الفدآء مردمى هستند كه به اهمّيّت و حسّاسيّت موقع پى برده ، به وظائف دينى و انسانى خود عمل نمايند . خداى متعال همه را در راه رشد و صلاح هدايت فرمايد .
و السّلام على مَن اتّبعَ الهُدى . »
در زير اين اعلاميّه چند امضا هست كه البتّه زياد هم نيست ، از جمله امضاء بنده است : محمّد حسين الحسينىّ الطّهرانىّ .
البتّه در اين اعلاميّه يك جملهاى هم اضافه بود و آن اين بود كه : « كيست به اين دايگان مهربانتر از مادر بگويد : شما بر كدام اساس ، حقّ دخالت در امور مردم را داريد و سرنوشت آنها را در دست گرفتهايد ؟ » امّا بعضى از رفقاى ما گفتند كه اين ديگر خيلى تند مىشود ، آنوقت ممكن است خيلى عواقب وخيم داشته باشد .
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 283
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٢٨٣