اين اعلاميّه را ملاحظه مىكنيد كه خطاب به دولت و رئيس و وزراء و أمثالهم نيست ، بلكه راجع به اصل كار است . اين جمله را ملاحظه كنيد ، ببينيد : « اين عمل در دنيا عمل ظالمانهاى است كه افرادى در پناه قدرت شخصى بخواهند سرنوشت ملّتى را تغيير دهند » .
اقدامات اساسى و كليدى
در قضيّه انجمنهاى ايالتى و ولايتى كه اوّلين تجربه رو در روئى علماء با دولت پس از رحلت آية الله بروجردى است و نهايةً هم با پيروزى علماء و عقب نشينى دولت تمام مىشود ، اگرچه پيروزى زودگذرى است و انقلاب به اصطلاح سفيد شاه و ملّت به صحنه مىآيد ؛ ولى نكات فراوانى معلوم مىشود كه مهمترين آن عبارت است از وجود غيرت دينى در مردم مسلمان ايران ، و آمادگى براى تلاش و ايثار ، و حسّاسيّت علماء بر حفظ ارزشهاى اسلامى و برخورد با اقدامات ضدّ دينى حكومت شاه و مبارزه با آن .
حضرت آقا روى مطلب اخير بسيار حسّاس بوده و در رابطه با موضعگيرى علماء خيلى دقّت داشتند كه بين آنان وحدت كلمه بر قرار باشد و به همين جهت براى هماهنگى آنان تلاش مىنمودند ، خودشان به گوشهاى از اين حركت اشاره مىنمايند :
« . . . در ضمن با آقايان ديگر هم در ارتباط بوديم با جناب آية الله ميلانى ، و آية الله آخوند ملّا على همدانى ، و بعضى از علماء ديگر مثل مرحوم آية الله صدوقى در يزد كه ايشان خيلى فعّاليّت ميكرد و كارهايشان خيلى خوب بود . مرحوم آية الله دستغيب هم در شيراز از رفقاى ما بود ، خيلى زحمت مىكشيد . همچنين آية الله سيّد محمّد على قاضى در تبريز و همچنين آية الله آقا عزّالدّين زنجانى كه الآن در مشهد هستند ، ايشان هم در زنجان بودند و عليه دستگاه خوب كار ميكردند و دو ماه هم زندان رفتند . خيلى اينها زحمت كشيدند . و