ميفرمايند :
« نبايد گفت : براى برخى اتّفاق افتاده است كه بدون استاد رسيدهاند و گنج مطلوب را در آغوش كشيدهاند ؛ اين حكم مانند شخص غافل و نادانى مىماند كه يك بار از روى تصادف در خرابهاى گنج پيدا كرد ، از آن به بعد تا آخر عمر سوى هر خرابه و ويرانهاى مىرفت تا گنج بيابد ؛ مسكين ندانسته بود كه : در هر ويرانهاى گنج نيست . « 1 » »
هامش
( 1 ) مطالب حضرت علّامه درباره افراد مجذوب سالك و اويسى
« الله شناسى » ج 2 ، ص 140 ؛ و در كتاب « سرّ الفتوح » نيز پس از بيان تفصيلى در دفع شبهه عدم نياز به استاد و اثبات ضرورت رجوع به مربّى كامل مىنويسند :
« آرى براى افرادى بطور بسيار بسيار نادر ديده مىشود كه بدون سلوك ، در ابتداء جذبه آنان را ميگيرد و آنان مجذوب انوار جماليّه الهيّه ميگردند و سپس در پرتو همان جذبه خود خداوند ايشان را حركت ميدهد تا به سر منزل مقصود با تلاش و سلوك برسند . ايشان را مجذوب سالك خوانند ، چون پس از جذبه قدم در سلوك مىنهند ؛ بخلاف سائر افراد كه آنان را سالك مجذوب گويند ، چون بعد از مجاهده و سلوك ، جذبه آنان را ميگيرد .
ولى دسته اوّل هم در عين حال بعد از جذبه ، براى سلوك نياز به استاد دارند ؛ و براى افرادى بسيار نادر از اين دسته چنان جذبات الهيّه پشت سر هم آمده ، و راه را پيوسته بدانها نشان ميدهد ، و در هر كجا طريقى براى وصول است ، خود خداوند از عالم غيب مىفهماند ؛ آنان بدون استاد ظاهرى راه را طىّ ميكنند و به مقصد ميرسند . اين افراد را اوَيْسى خوانند زيرا همانند اويس قرَنىاند كه بدون ديدار و ملاقات رسول الله راه را طىّ كرد ، و در اثر جذبات الهيّه به مقصد رسيد ، رضوان الله عليه . غالب أنبيآء از اين قبيل بودهاند ، يعنى آنان كه بين آنان و پيامبرى ديگر فاصله زمانى بوده و ملاقات حاصل نشده است ، و امامان ما عليهم السّلام از اين قبيل بودهاند ؛ صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين .
ولى هيچگاه انسان نبايد اين خيال را در سر خود بپروراند كه من از زمره مجذوب سالك و از خصوص اويسىها خواهم بود و بدون مراجعه به استاد و در تحت تعليم و تربيت و نظر قرار گرفتن او ، در اثر ورود جذبات و واردات الهيّه راه را طىّ كرده و به مقصود ميرسم ! اين پندارى است باطل ؛ زيرا همانطور كه ذكر شد اين امر به دست سالك نيست ، به دست خدا و به امر خداست ، كه بسيار بسيار به ندرت صورت ميگيرد ، و گرنه سلوكى است كه سالك به خيال حصول جذبه مىكند ؛ و اين سلوك بدون استاد است ، كه داراى خطرات فراوان از ورود امراض گوناگون ، و ماليخوليا ، و جنون و ضعف و نقاهت ، و كوتاه شدن عمر ، و دورى از مجتمع ، و رها كردن كسب و كار و زن و فرزند ، و بالأخره در دام أبالسه انسى و جنّى گرفتار شدن ، و بر اريكه أنانيّت و فرعونيّت تكيه زدن ، و غير ذلك از آفات اين طريق است .هزار دام به هر گام اين بيابان است * كه از هزار هزاران يكى از آن نرهند «