تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مثلًا چيزى را كه مىشنود ادراك كند كه خدا شنيده و او سميع است ، و چيزى را كه مىبيند ادراك كند كه خدا ديده و او بصير است ، و يا در جهان علم را منحصر به خدا ذوق كند و علم هر موجودى را مستند به علم او بلكه نفس علم او مشاهده كند . و مراد از تجلّى اسمائى آنست كه : صفات خدا كه مستند به ذات او هستند مثل قائم ، عالِم ، سميع ، بصير ، حىّ و قدير و أمثال اينها را در خود مشاهده كند . مثلًا ببيند كه عليم در عالَم يكى است و او خداى متعال است و دگر خود را در مقابل او عليم نبيند ، بلكه عليم بودن او عين عليم بودن خداست . يا ادراك كند كه حىّ و زنده يكى است و او خداست و خود او اصلًا زنده نيست بلكه زنده خداست و بس . و بالأخره وجدان كند كه لَيسَ القَديرُ و العَليمُ و الحَىُّ إلّا هُوَ تَعالَى و تَقَدّس . البتّه ممكن است تجلّى اسمائى در خصوص بعض از اسماء الهيّه صورت گيرد ، و هيچ ملازمه‌اى در بين نيست كه چون در سالك يكى دو اسم تجلّى كرد حتما بايد بقيّه اسماء هم تجلّى كند . امّا تجلّى ذاتى آنست كه : ذات مقدّس حضرت بارى تعالى در سالك تجلّى نمايد . و آن ، وقتى حاصل مىشود كه سالك از اسم و رسم گذشته باشد ، و به عبارت ديگر بكلّى خود را گم كرده و اثرى در عالَم وجود از خود نيابد ، و خود و خوديّت خود را يكباره به خاك نسيان سپرده باشد ؛ و لَيسَ هُناكَ إلّا الله . « 1 » در اين موقع ديگر ضلال و گمراهى براى چنين شخصى متصوَّر نخواهد بود ، زيرا تا ذرّه‌اى از هستى در سالك باقيست هنوز طمع شيطان از او قطع نشده است و اميد إضلال و إغواى او را دارد ؛ ولى وقتى كه بحول الله تبارك و تعالى
هامش
( 1 ) « و در آنجا ديگر چيزى نيست جز خدا . »