راه ، راه عبور از نفس است . چگونه نفس ميتواند خود را عبور دهد و فنا نمايد در حالى كه اراده عبور و اراده فناء ، از خواهشهاى نفس است و براى تقويت و كمال او صورت مىگيرد ؟ !
پس نفس انسان هر چه دست و پا زند و تلاش نمايد باز از حيطه اراده و طلب و خواسته نفس بيرون نمىآيد ؛ و براى وصول ، نياز به قربانى دارد كه حتما بايد به دست غيرى بر خلاف خواسته و طلب خودش قربان شود .
پس حصول كمال براى انسان بدون إفناء فى الله ( فدا كردن در راه خدا ) امكان ندارد ؛ و اين به دست خود انسان امكان ندارد . « 1 » »
شرائط استاد عامّ
استادى كه ميخواهد زمام نفس انسان را بدست گرفته او را به خدا برساند بايد مسلمان شيعه به توحيد رسيده بوده و در فنّ تربيت شاگرد ، استاد باشد ؛ بايد خودش مسير إلى الله را طىّ كرده و از تجلّيات صفاتيّه و اسمائيّه عبور نموده و به مرحله تجلّيات ذاتيّه رسيده باشد تا از دسترس شيطان دور و در مقام مخلَصين وارد شده و به مرحله عصمت اكتسابى دست يافته باشد . حضرت آقا در كتاب شريف روح مجرّد از استادشان مرحوم حدّاد رضوان الله تعالى عليه نقل مىكنند كه :
« نفوس بشر هم در تكامل خود نياز به تربيت استاد دارد كه بايد آنها را از حالت استعداد محض به فعليّت برساند . خوف و سرور ، قبض و بسط ، وعده و وعيد ، و اشتغال به أعمالى كه موجب رفع حجابهاست ، حتما براى آنها بايد تحقّق پيدا كند تا به مرحله توحيد كامل برسند . و اين فقط با تدبير و تصرّف و تعليم و تربيت استاد كامل در مدّت دراز امكانپذير است و گرنه آن نفوس
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 631