تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
همينطور به حالت اوّليّه خود و يا به تبدّلات و تغيّرات بى رويّه و اصول باقى مىمانند تا مرگ آنها را دريابد . . . از اين جاست كه حتما استاد بايد مسلمانِ شيعه به توحيد رسيده ، و استاد در فنّ تربيت شاگرد باشد ؛ و گرنه محال است بتواند شاگرد را به صورت كمال خود درآورد . مسلمان يعنى تابع شريعت و منهاج و روش خاتم المرسلين ؛ شيعه يعنى تابع و پيرو ولايت ؛ اينها دو جناح براى پرواز روح در فضاى عالم قدس ميباشند ، و استادى چنين ميتواند گِل وجود و طينت و سرشت استعدادى را در راه و رويّه ختم نبوّت و ختم ولايت به سرحدّ كمال و اصل گرداند كه عظيم‌ترين مرتبه از مراتب انسانيّت است . اگر استاد مسلمان نباشد يا شيعه نباشد چنين بصيرتى را ندارد ، و چنين استعداد و توانى را براى اين تبدّلات و تغيّرات ندارد . و يا اگر مسلمان و شيعه باشد ولى خودش جميع مراحل و منازل سلوك را در ننورديده باشد ، امكان تعليم و تربيت را به مقصدى كه ختم نبوّت است و ختم ولايت است و خودش طى ننموده و از أسرار و خفاياى آن مطّلع نيست ندارد . « 1 » » و نيز در اين رابطه در تقرير بيان استاد ديگرشان مرحوم علّامه طباطبائى رضوان الله عليه چنين مرقوم فرموده‌اند : « . . . تا هنگامى كه در استاد تجلّيات ذاتيّه ربّانيّه پيدا نشود استاد نيست ؛ و به مجرّد تجلّيات صفاتيّه و أسمائيّه نيز نمىتوان اكتفا كرد ، و آنها را كاشف از وصول و كمال دانست . منظور از تجلّى صفاتى آنست كه : سالك صفت خدا را در خود مشاهده كند و علم يا قدرت و حيات خود را حيات و علم و قدرت خدا ببيند .
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 629 تا ص 631