تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
تشخيص وظائف عملى ، اگر دسترسى به استاد خاصّ بود كه طبعا هيچ مشكلى در كار نيست ، و إلّا بايد به استاد عامّ كه انسان كامل و مجتهد در امر تربيت و تهذيب نفس است مراجعه كرد و بر اساس قاعده فطرى و عقلى « رجوع جاهل به عالم » از وى تبعيّت نمود . حضرت آقا در اين راستا مىنويسند : » لزوم دستگيرى آنان ( سائر اولياء غير از امام معصوم ) در ظرف عدم تمكّن از اوستاد خاصّ است و امّا در زمان تمكّن ، دستگيرى آنان ضرورى نيست گرچه آن نيز ممكن است و إشكالى ندارد . « 1 » »

نياز به استاد در همه مراحل

سالك إلى الله در همه مراحل سلوك به استاد بصير و خبير نياز دارد . بدون استاد و راهنما حركت كردن در هر مرحله‌اى خطراتى مخصوص به خود دارد كه گاه سبب در راه ماندن و گاه باعث سقوط و هلاك دائمى نفس مىشود . بنابراين ، بر عهده سالك است كه براى مصون ماندن از خطرات طريق و نيز شناخت ظرائف و دقائق آن از همراهى و مرافقت مربّى إلهى غفلت نورزد . يكى از خطرات مهمّى كه سالكِ بدون استاد را تهديد مىكند اينست كه پس از طىّ مراحل و مدارجى از سلوك و دريافت مشاهدات باطنى خويش لب به سخنانى گشايد كه نبايد ؛ و به اصطلاح شطحيّاتى از او سر زند كه باعث به فتنه انداختن خود و ديگران گردد . حضرت علّامه در اين رابطه ميفرمايند : « يكى از عالىترين ثمره استاد همين است كه شاگرد را خودسر و يَله نمىگذارد ؛ و محال است با تحقّق معانى عاليه عرفانيّه در شاگرد ، اين نحوه از كلمات از او صادر شود . حسين منصور حلّاج استاد نداشت و همين موجب
هامش
( 1 ) « رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم » ص 167 ، تعليقه 137