انسانى رسيدهاند در هر زمان ممكنست متعدّد باشند و هر يك از آنان قابل دستگيرى و هدايت و ارشاد سالكين ؛ ليكن امام و خليفه رسول خدا كه داراى ولايت كبرى و حافظ شريعت و طريقت و مُهَيمِن بر جميع عوالم و محيط بر جزئيّات و كلّيّات است ، در هر زمان بيش از يكى نيست ، و تمام اولياء در تحت لواى اويند و در تحت شريعت و طريقت او ؛ و براى سالك ضرورى است كه پيوسته متوجّه او باشد . و اين همان معناى مرافقتى است كه مصنّف فرموده است ؛ زيرا كه مرافقت از رفاقت و رفيق مشتقّ است و مسلّما مرافقت بدنى شرط نيست ؛ بلكه مرافقت روحى لازم است ، و اين مبتنى است بر آنكه همانطور كه روح ولىّ بر سالك سيطره دارد ، سالك نيز پيوسته متوجّه او بوده تا مرافقت صادق شود . و عمده سير و حركت سالك بواسطه اين مرافقت با امام صورت مىگيرد ، كه مصنّف ( ره ) از او تعبير به استاد خاصّ فرموده است ؛ و در زمان غيبت كُبرى منحصرا اختصاص دارد به وجود حضرت امام زمان حجّةُ الله البالغة محمّد بن الحسن العسكرى عجّل الله تعالى فرجه . « 1 » »
و البتّه در طول و به تبع توجّه و مرافقت باطنى با امام عليه السّلام مرافقت با اولياى الهى نيز بسيار ثمر بخش و سودمند است : » مرافقت سالك با اوستاد عامّ نيز لازم است زيرا كه نفحات رحمانيّه از جانب ربّ العزّه توسّط حجابِ اقرب كه همان استاد خاصّ است به توسّط قلب استاد عامّ به سالك ميرسد ؛ بنابر اين سالك نبايد از افاضات قلبيّه استاد عامّ غافل بماند كه از استفاضه معنويّات او محروم خواهد ماند . « 2 » »
و امّا براى استمداد و استفاده از هدايت تشريعى استاد و تعيين و
هامش
( 1 ) « رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم » با مقدّمه و شرح حضرت علّامه آية الله حاج سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى ، ص 166 و 167 ، تعليقه 137
( 2 ) همان مصدر