طىّ اين مرحله بى همرهى خضر مكن * ظلمات است بترس از خطر گمراهى
ضرورت پيروى از راهنماى الهى كه خود مسير حركت إلى الله را طى كرده باشد و سپس براى دستگيرى ديگران پاى به ميدان گذاشته باشد ، و نيز اثبات اين معنى از آيات و روايات ؛ در تمامى كتب عرفانى آمده است ، و مرحوم حضرت علّامه نيز در أغلب كتابهاى خود در دوره علوم و معارف اسلام بدان پرداختهاند و بطور صريح در كتابهاى شريف « الله شناسى » و « روح مجرّد » و « مهر تابان » و « لُبّ اللُباب » و « توحيد علمى و عينى » و « شرح رساله سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم » از آن سخن گفتهاند . اينك با استفاده از فرمايشات ايشان اين بحث را دنبال مىنمائيم :
انسان در سير إلى الله از دو جهت به هدايت راهنماى الهى نيازمند است :
اوّل : از حيث هدايت تشريعيّه ؛ يعنى براى تشخيص وظيفه و تمييز راه از چاه و آموختن أعمال و أوراد و اذكارى كه قدم به قدم سالك را به خداوند علىّ أعلى نزديك مىسازد .
سلوك راه خدا از اين جهت مانند همه علوم و صنايع است كه انسان براى آموختن آنها محتاج به معلّم و استاد آگاه و خبير است ؛ و همه عقلاء بنابر ارتكاز فطرى و حكم عقل خود « رجوع جاهل به عالم » را در همه زمينهها لازم و ضرورى مىشمرند .
به استناد همين حكم عقلانى و فطرى است كه حضرت ابراهيم عليه السّلام عموى خود آزر را به متابعت از خويش فرا ميخواند :
يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا .
« 1 » « اى پدر
هامش
( 1 ) آيه 43 ، از سوره 19 : مريم . بحث مفصّل پيرامون مفاد اين آيه شريفه در كتاب « ولايت فقيه در حكومت إسلام » ج 2 ، درس بيستم آمده است .