تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
كه درباره سرّ اين معنى مطالبى را پيش رو داريم .

« سرآغاز بازگشت به طهران »

« آرى در آن سال ( 1376 هجرى قمرى ) كه تابستان فرا رسيده بود ، ما به جهاتى قصد داشتيم به ايران براى زيارت حضرت امام رضا عليه السّلام و تجديد عهد با ارحام و أحبّه و أعزّه از دوستان - كه از بدء ورود به نجف تا آن وقت كه هفت سال سپرى مىشد به طهران نيامده بودم - و ايضا براى فى الجمله تغيير آب و هوا براى مرحومه والده كه چون به فشار خون و كسالت قلب و آسم ريَوى مبتلا بودند و عَجّه‌هاى شديد و تند وزشِ بادهاى نجف سينه‌شان را به شدّت متألّم مىساخت ، و همچنين براى مراجعه به طبيب براى كسالت اهل بيت ؛ مسافرت نموده ايّام تابستان را بگذرانيم و پس از آن به نجف اشرف مراجعت كنيم . فلهذا در روز هشتم شوّال از نجف براى يك زيارت تامّ و تمام دوره به كربلا و كاظمين و سامرّاء مشرّف شده و با اتوبوس يك شب هم در قم خدمت بىبى حضرت معصومه سلام الله عليها توقّف نموده و روز هجدهم وارد طهران شديم . بواسطه ديد و بازديدها و فرا رسيدن دهه محرّم الحرام 1377 و اشتغال به عزاداراى در مسجد ، مسافرت به همدان تا بعد از دهه تأخير افتاد ؛ و در اين وقت به محضر حضرت آية الله انصارى مشرّف شدم . و لا يخفى آنكه خدمت ايشان از چهار سال قبل ارادت حاصل ، و ملاقاتهاى ممتدّ و طولانى رفيق طريق بود . . . حضرت آقاى انصارى فوق العاده مرد كامل و شايسته و منوّر به نور توحيد بود ، و به حقير هم بسيار محبّت و بزرگوارى و كرامت داشت . حقير چون پيام حضرت آقاى حدّاد را رساندم و كسب مصلحت نمودم كه براى معنويّت و سلوك عرفانى من كدام بهتر است ؟ ايران يا نجف أشرف ؟ فرمودند :