تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
بعداً جواب مىدهم . پس از يك شبانه روز در حضور جمعى از أحبّه و أعزّه ، حقير سؤال نمودم : جواب چه شد ؟ ! فرمودند : « نجف خوب است ، طهران هم خوب است ؛ ولى اگر نجف بمانى آنچه كسب مىكنى همه‌اش براى خودت ، و اگر طهران بمانى در آنچه بدست مىآورى شركت مىكنيم » !

داغ فراق نجف

« چون اين پاسخ دلالت بر أرجحيّت طهران داشت - در حالى كه يك سر موى بدنِ بنده هم راضى به بازگشت به طهران نبود ؛ چون نجف را موطن اصلى و دائمى گرفته و براى إقامه مادام العمر بساط خود را گسترده ، و خانه ملكى هم اخيرا ابتياع نموده‌ايم ، و با چه خون دلها اينك قدرى آرام گرفته و با خيال جمع ميخواهيم بمانيم ؛ آن قدر اين احتمال رجحان طهران برايم ناگوار و سخت است كه از كوفتن كوهها بر سرم سنگين‌تر است ؛ و از طرفى طهران : وطن و زادگاه ما ، جائى است كه من از آنجا فرار كرده‌ام و تمام ما يملك را فروخته و أثاث البيت را حتّى طناب رخت پهن كنى را جمع كرده و بسته و به آستان مولى الموالى روى آورده‌ام ، و بطورى هستم كه اگر خواب طهران را در شب ببينم ناراحت ميشوم ، و چون از خواب مىپرم ميگويم : الحَمد لِلّه خواب بود و بيدارى نبود ! - حقير فورا تصميم به مراجعت به طهران گرفتم . و پس از ماه صفر به آستان ملائك پاسبان نجف اشرف مشرّف شده ، و مدّت قريب سه ماه طول كشيد تا منزل به فروش رفت ، و به طهران مراجعت و باب مراوده و مكاتبه و ملاقاتهاى متناوب تقريبا دو تا سه ماه يك مرتبه ، و اطاعت تامّ و تمام از دستورات آية الله انصارى برقرار بود . و الحقّ ايشان كه آيتى بزرگ از آيات الهيّه بود از هر گونه كمك و مساعدتى دريغ نمىفرمود ، بلكه با كمال خلوص به واردين راه مىداد و پذيرائى مىنمود .
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 231 | جمعى از فضلا