تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
شيخ عبّاس به بعضى از ادعيه و قرائت سوره قدر و يا سوره دخان به پايان ميرساندم ؛ در اين سال چنين ميلى پيدا شد تا به كربلاى معلّى براى زيارت مشرّف شوم ، و هم زيارت حرمين مباركين را نموده و هم آن اعمال را در كربلا انجام دهم و هم از محضر آقاى حاج سيّد هاشم مستفيض گردم . بنابراين در معيّت والده و اهل بيت و دو طفل صغير خود سيّد محمّد صادق كه در آن وقت چهار سال و سيّد محمّد محسن كه در آن وقت دو سال و پنج ماه داشت براى ماه مبارك به كربلا تشرّف حاصل نموده و يك اطاق در حسينيّه بحرينىها كه در كوچه جنب خيمه‌گاه بود به قيمت ارزانى اجاره نموديم و در آنجا جلّ و بساط خود را گسترديم . در تمام يك ماه رويّه چنين بود كه : چون در عين گرماى تابستان بود و شبها بسيار كوتاه بود ، شبها را نمىخوابيدم ؛ به عوض در روزها ميخوابيدم تا دو ساعت به ظهر مانده ، در آن وقت آماده تشرّف به حرم مطهّر مىشدم و نماز را در آنجا بجا مىآوردم و سپس به حرم مطهّر حضرت أبا الفضل العبّاس عليه السّلام مشرّف مىشدم و پس از اداى زيارت به تهيّه ما يحتاج منزل پرداخته و تا غروب در منزل مىماندم . و پس از اداى نماز عشائين و صرف افطار ، دو ساعت از شب گذشته به منزل آقا مشرّف مىشدم تا نزديك اذان صبح كه باز براى سَحور خوردن به خانه باز مىگشتم ، يعنى خود آقا وقت ملاقات را در شبها معيّن نموده بودند ؛ زيرا كه روزها دنبال كار ميرفتند » .

پذيرائى معنوى

« محلّ اجتماع دكّه‌اى بود در كنار مسجدى كه ايشان متصدّى تنظيف آن بودند ؛ و آن دكّه به طول و عرض دو متر در دو متر بود و ارتفاع سقفش بقدرى بود كه در آن نمىشد نماز را ايستاده بجاى آورد چون سر به سقف گير ميكرد ؛ و در حقيقت اطاق نبود بلكه محلّى بود زائد كه معمار در وسط پلّكان معبرِ به بام
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 223 | جمعى از فضلا