تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
به روى زمين گذارده فرمودند : بسم الله ! ما آن شب را با مقدارى نان و فجل و چند خرما گذرانديم ، و فرداى آن روز تا عصر از شدّت ضعف و گرسنگى توان نداشتيم ؛ چون روزها هم در نهايت بلندى و هوا هم به شدّت گرم بود . فلهذا با خود گفتم : اين گونه غذاها به درد ما نمىخورد ، و با آن اگر ادامه دهيم مريض مىشويم و از روزه وا مىمانيم . روى اين سبب بعدا پس از صرف سحور با حضرت ايشان فورا به خانه مىآمدم و آبگوشت و يا قدرى كته‌اى را كه طبخ نموده بودند ميخوردم ، يا بعضا سحرى را از منزل مىبردم و با سحرى ايشان با هم صرف مىشد . امّا خواب ايشان : اصولًا ما در مدّت يك ماه خوابى از ايشان نديديم . چون شبها تا طلوع آفتاب بيدار و به تهجّد و دعا و ذكر و سجده و فكر و تأمّل مشغول بودند ، و صبحها هم پس از خريد نان و حوائج منزل دنبال كار در همان محلّ شرطه خانه ميرفتند ، و ظهر هم نماز را در منزل ميخواندند و سپس به حرم مطهّر مشرّف مىشدند . و گفته مىشد عصر مطلقا نمىخوابند ؛ فقط صبحها بعضى اوقات كه بدن را خيلى خسته مىبينند در حمّام سر كوچه رفته و با استحمام آب گرم رفع خستگى مىنمايند ، و يا مثلًا صبحها چند لحظه‌اى تمدّد اعصاب مىكنند ، سپس براى كار مىروند ؛ آن هم آن گونه كار سنگين و كوبنده . زيرا ايشان نه تنها نعل مىساختند بلكه بايد خودشان هم به سمّ ستوران مىكوبيدند ، امّا آن وجد و حال و آتش شعله‌ور از درون اجازه قدرى استراحت را نميداد » .

امر به ملازمت مرحوم انصارى

« ماه مبارك رمضان بدين گونه سپرى شد . و در شب عيد كه محتمل بود ماه ديده نشود چند رفيق طريق بنا بر آن نهادند تا به شكرانه تماميّت شهر رمضان به نجف براى سلام و زيارت مشرّف شوند ، و فردا را اگر أحيانا رمضان است در آنجا افطار كنند .