تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
بلكه به جهت رفع خستگى و استراحت با جميع احباب و دوستان نشسته بوديم كه ناگهان سلمان از ما پذيرائى نمود و خود را به صورت واقعيّه خود نشان داد و به حقيقت خود تجلّى نمود . چنان روح او لطيف و صاف و بدون ذرّه‌اى از كدورت و چنان واسع و زلال بود كه ما را در يك عالم از لطف و محبّت و سعه و صفا فرو برد . و چنان در فضاى وسيع و لطيف و بدون گره از عالم معنى ما را داخل كرد كه حقّا مانند فضاى بهشت پر لطف و صفا ، و چون ضمير منير عارف بالله مانند آبِ صافى ، زلال و مانند هوا لطيف بود . من از اينكه به جهت زيارت در كنار قبر او نيامده بودم شرمنده شدم و سپس به زيارت پرداختيم . و از آن پس نيز به زيارت قبور غير ائمّه طاهرين عليهم السّلام هم ، از علماء بالله و مقرّبان و أولياء خدا ميروم و مدد مىگيرم ؛ و به زيارت قبور مؤمنين در قبرستان ميروم ؛ و به شاگردان خود توصيه نموده‌ام كه از اين فيض الهى محروم نمانند . « 1 » »

نماز جماعت فرشتگان

« مرحوم آية الله جمال العارفين حاج شيخ محمّد جواد انصارى همدانى أسكَنه اللهُ بُحبوحةَ جِنانه ميفرمودند : روزى وارد در مسجدى شدم ديدم پيرمردى عامى مشغول خواندن نماز است و دو صف از ملائكه در پشت سر او صف بسته و به او اقتدا نموده‌اند ، و اين پيرمرد خود أبدا از اين صفوف فرشتگان اطّلاعى نداشت . من دانستم كه اين پيرمرد براى نماز خود اذان و اقامه گفته است . چون در روايت داريم : كسى كه در نمازهاى واجب يوميّه خود اذان و اقامه هر دو را بگويد دو صف از ملائكه و اگر يكى از آنها را بگويد يك صف از ملائكه به او اقتدا مىكنند كه درازاى آن
هامش
( 1 ) « معاد شناسى » ج 3 ، ص 227 تا ص 229