نجف أشرف وارد شدم و مرحوم آخوند دو سال بود كه رحلت نموده بودند ، زيرا ارتحال ايشان در سنه 1311 واقع شده است .
و ليكن از شاگردان مرحوم آخوند بهرهها بردهام و از محضر ايشان استفادهها نمودهام . ( در اينجا اضافه كردند كه : گرچه من قابليّت آن را ندارم كه استفاده كامل را برده باشم ، و اينك هم در طلب گمشده خود هستم . )
آنگاه شرح مُشبِعى از فضائل مرحوم آقاى حاج سيّد احمد طهرانى « 1 » بيان كردند و سپس فرمودند : پس از رحلت ايشان من شبى او را در خواب ديدم و ميدانستم كه فوت كرده است ، انگشت مسبّحه ( سبّابه ) ايشان را محكم گرفتم و گفتم : از آن مقامات و درجاتى كه خدا به شما عنايت فرموده است بايد براى من بيان نمائيد . با شدّتى هر چه تمامتر انگشت خود را از دست من كشيد و خندهاى نموده گفت : حلواى تَنتَنانى ، تا نخورى ندانى » ! « 2 »
« شيوه تحصيل در نجف أشرف »
حضرت آقا در طول اقامت هفت ساله در نجف اشرف حيات علمى
هامش
( 1 ) مرحوم سيّد احمد طهرانى كربلائى از تلامذه مرحوم مجدِّد شيرازى بود ، كه بعد از سنه يكهزار و سيصد هجرى قمرى به سامرّاء مشرّف شد و ساليانى در آنجا درنگ نمود و از بحث آية الله شيرازى استفاده كرد ، و سپس به نجف اشرف مراجعت كرد و به درس علّامه ملّا حسينقلى همدانى و حاج ميرزا حبيب الله رشتى و حاج ميرزا حسن طهرانى حاضر شد و از خواصّ اصحاب علّامه ملّا حسينقلى قرار گرفت .
او در مراتب تهذيب نفس و اخلاق به سرحدّ كمال رسيد و جماعتى از طلّاب در درس او حضور پيدا مىكردند ، تا آنكه در نجف در سنه 1332 هجرى قمرى وفات يافت . ( « هديّة الرّازى » ص 66 )
( 2 ) « توحيد علمى و عينى » ص 19 و 20