آرزوهايش برساند - بعد از آنكه از علوم آلىّ و مقدّمىّ فارغ شده و به دريافت گواهينامههاى اساتيد خود در مدارس عاليه ايران نائل آمد ، چندين سال متوالى است كه مجاور نجف أشرف گشته و در معاهد و مدارس علمى نجف حاضر شده و به مجالس علماء أعلام و دروس خارج فقه و اصول آنها روى آورده است و تمام سعى و كوشش خود را به كار گرفته و با فهم نقّاد و ذهن وقّاد خويش تقريرات آنها را كتابت نموده است ، تا اينكه ملكه استنباط أحكام إلهى از كتاب و سنّت نبوى براى او حاصل شده و از مجتهدين گشته است ؛ اينك به جهت بعضى از امور ضرورى ناچار است به وطن خويش مراجعت نمايد ؛ او چند سال قبل از من اجازه روائى طلب نمود و من اجازه نمودم كه هر چه را كه خود از مشايخم روايت ميكنم او از من روايت نمايد ؛ و او تفاصيل مشايخ مرا به قلم خويش نگاشته است . پس از مكارم و خوبىهاى او اميد دارم كه مرا از بركات دعاى خود فراموش نكند .
اين اجازه نامه را با دست مرتعش و لرزان خود در خانه خويش در نجف أشرف تحرير نمودم ، در روز دوشنبه هجدهم ربيع الثّانى سال يكهزار و سيصد و هفتاد و هفت .
الفانى آقا بزرگ طهرانى عُفِى عَنه »
روابط نزديك
ايشان همچنين در كتابهاى خود از روابط نزديكشان با اين استاد وارسته ، و تردّد به منزل ايشان هفتهاى يا دو هفتهاى يك بار « 1 » ، و محبّت ايشان به آقا تا به حدّى كه هر كتابى حتّى نسخههاى خطّى منحصر به فرد را براى مطالعه يا استنساخ به آقا امانت ميدادهاند « 2 » ياد مىكنند . در اين باره آوردهاند
هامش
( 1 ) « معاد شناسى » ج 1 ، ص 189
( 2 ) « امام شناسى » ج 14 ، ص 146