انديشه إحياء حكومت اسلام
مرحوم حضرت علّامه در دوران نجف نيز مبحث حكومت اسلام و ولايت فقيه و مسائل مربوطه را در كار علمى خود داشتند ، كه در اشارهاى گذرا ميفرمايند :
« . . . در نجف اشرف هم مجموع ماندنمان هفت سال شد كه در اين مدّت بحثهاى « ولايت فقيه » و « اجتهاد » و از اين قبيل مسائل پيش آمد و من رساله « وجوب عينى تعيينى نماز جمعه » را در همان نجف نوشتم كه الآن موجود است ؛ و بحثهاى ولائى و ولايت فقيه و أمثال آن ، اينها يك بحثهايى است كه مخصوص طلبهها است . . . « 1 » »
« سيره عملى و سلوك إلى الله »
جرقّههاى عشق إلهى در دل نورانى حضرت آقا از همان نخستين روزهاى آشنائى با مرحوم علّامه طباطبائى أعلى الله مقامه الشّريف در حوزه مقدّسه قم - كه در همان اوائل ورود به حوزه و در عنفوان جوانى بدست آمد - زده شد ، و آن حسّ إلهى كه از سالها قبل در ضميرش پنهان بود و گهگاه خودى نشان ميداد توسّط آن پير طريق بارور گشت ؛ و مجالستهاى خصوصى با علّامه و سخنان مكرّر و مبرهن و قرآنى و شيرين وى و درسهاى عرفانى و تبيين مسير حركت إلى الله كار ساز گشت و اين لطيفه الهى را در شاهراه توحيد و عرفان عملى قرار داد و شور و شوق لقاى پروردگار را در جانش مشتعل ساخت .
علّامه خود استاد سلوكى اين جان مُستعد گرديد ، زيرا در او ميديد كه ميتواند با عزم جزمى كه دارد ره صد ساله را بسرعت طى كند و سرانجام به مقصد و اصل شود و در نهايت هادى الهى گمشدگان واله و جويندگان طريق معرفت گردد .
هامش
( 1 ) « وظيفه فرد مسلمان در إحياى حكومت اسلام » ص 36