تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
خويش را توسعه و تحكيم بخشيدند و هرگز عمر شريف خويش را به بىتوجّهى و بىحوصلگى طى نفرمودند . از كار سنگين تحصيل و تدوين و تنظيم مباحث لحظه‌اى غافل نماندند ، و در عين حال روزهاى تعطيل را كه أحيانا ديگران به تفريح و تفرّج و تمدّد اعصاب مىپرداختند ، ايشان به مطالعه كتابهاى جانبى برگزار ميكردند . در اين زمينه ميفرمايند : « روزى كه حقير اين كتاب ( « فصل الخطاب » مرحوم محدّث نورى ) را در نجف أشرف مطالعه ميكردم ، يكى از محقّقين از علماء و آيات آن زمان « 1 » كه به ديدن من در منزل آمد گفت : اين چه كتابى است كه مطالعه ميكنى ؟ عرض كردم : « فصل الخطاب » « 2 » مرحوم محدّث نورى . گفت : اين را كنار بگذاريد . وقت خود را به اين مطالب تلف نكنيد ! چون مرحوم نورى اين كتاب را نوشت ، شيخ الإسلام مصر براى مرحوم مجدِّد آية الله بزرگ شيرازى قدّس سرّه نوشت : دست اين مرد را ببريد ، انگشتهاى وى را قطع كنيد ! عرض كردم : بالأخره علم و اطّلاع بر مضامين اين كتب براى شخص محصّل كه در صدد اجتهاد مىباشد لازم است . و امروز پنجشنبه است و روز تعطيل است . و من أبدا اوقات تحصيلى خود را همانطور كه خود ميدانيد صرف غير علوم متعارفه در حوزه نمىكنم . گفت : آرى . در اين صورت عيب ندارد . « 3 » »
هامش
( 1 ) مرحوم عمادالمحقّقين العظام آية الله آقا ميرزا حسن بجنوردى قُدّس سرّه صاحب كتاب مفيد و ممتّع دوره « القواعد الفقهيّة » كه در هفت مجلّد به طبع رسيده است . ( منه قدّس سرّه ) ( 2 ) « فصل الخطاب » كتابى بود كه مرحوم محدّث ميرزا حسين نورى در مورد تحريف قرآن نوشته و در آن ، خصوصِ تحريف به نقيصه را در غير آيات أحكام پذيرفته بود كه با عكس العمل مجامع حوزوى روبرو و در نتيجه مطرود گرديد . ( 3 ) « امام شناسى » ج 14 ، ص 148 و 149