دادند كه بيابانى بود ، مانند يك تپّه بزرگى شبيه كوه كه فقط نقود و اسكناس و أمتعه و اسباب بود و بسيار هم زياد بود ، و به آقا شيخ محمّد حسين مىگفتند : آيا مىبينى ؟ ! اينها اموالى است كه من در زمان مرجعيّت خود به وكلائى كه در تمام دنيا و در شهرستانها از طرف من وكالت داشتند دادم ، و آنها از سهم امام و وجوهات مصرف كردند ؛ اينها همان اموال است و الآن ميخواهند حساب همه اينها را از من بكشند !
در اينجا من به ايشان عرض كردم : خوب شما چكار مىكنيد ؟ ! اين قضيّه و حال آقا سيّد أبو الحسن اصفهانى است ؛ آيا شما از اين وكالتها نميدهيد ؟ ! ايشان گفتند : ما به قِسم ديگرى عمل مىكنيم و آن اين است كه : من تا به حال به هيچكس وكالت ندادهام ، بلكه اذن استفاده از اين اموال را مىدهم ؛ و اذن غير از وكالت است ، و آن مسؤوليّت را ندارد . . . « 1 » »
در اينجا حضرت آقا پس از توضيحى درباره منظور مرحوم آية الله خوئى از اين كلامشان ، متعرّض إشكال وارد بر اين مبنى ميگردند .
آية الله حاج سيّد محمود شاهرودى « 2 »
مرحوم آية الله شاهرودى شخصيّت و الا مقام ديگرى هستند كه مرحوم حضرت آقا در دوران حيات علمى خويش در نجف اشرف از محضر ايشان نيز
هامش
( 1 ) « ولايت فقيه در حكومت اسلام » ج 2 ، ص 133 و 134
( 2 ) وى در سال 1301 ه ق در اطراف شاهرود به دنيا آمد . در كودكى پدر را از دست داد و پس از فراگيرى خواندن و نوشتن در زادگاه خود ، به تشويق مادر براى تحصيل علوم دينى به بسطام و سپس به مشهد مقدّس سفر كرد . در سال 1328 به نجف أشرف هجرت نمود و در آنجا در محضر بزرگانى چون آخوند خراسانى ، آقا ضياء الدّين عراقى و ميرزاى نائينى به مراتب عالى اجتهاد رسيد و توفيق 50 سال تدريس خارج فقه و اصول داشت . ايشان به زهد و تقوى مشهور ، و با تجمّل گرائى مخالف بود . از تأليفاتشان ميتوان به حاشيه بر « عروة الوثقى » ، « ذخيرة المؤمنين » و « جامع المقاصد » اشاره كرد . سرانجام ايشان در سال 1394 رحلت نمودند .