داراى سقفى است به صورت شَبّاك براى اينكه از گرما جلوگيرى كند ) ايشان در زير سقف ايوان نشسته حقير نيز در آنجا نشستم و اشكالات خود را پرسيدم و جوابهائى شنيدم .
ايشان در آن روز در منزل تنها بودند فلهذا مجلس قدرى به طول انجاميد و براى ما مطالب زيادى نقل كردند . از جمله اين مطلب را فرمودند كه :
بعد از فوت مرحوم آية الله آقاى سيّد أبو الحسن اصفهانى من خواب ديدم كه در طهران هستم در منزل مرحوم حاج شيخ محمّد حسين خراسانى پدر مرحوم حاج شيخ أبو الفضل خراسانى جدّ آقاى حاج شيخ محسن خراسانى ( كه ايشان فعلًا از علماى طهران و مرد بسيار شايستهاى هستند ، و ايشان داماد مرحوم آقاى سيّد محمّد جمال فرزند مرحوم آية الله حاج سيّد جمال الدّين گلپايگانى است ، و من خدمت پدر ايشان هم كرارا رسيده بودم و مرد خيلى بزرگى بود ، و ليكن محضر مرحوم حاج شيخ محمّد حسين را ادراك نكردهام زيرا ايشان زودتر فوت كرده بودند ) .
آية الله خوئى مدّ ظلّه ميفرمودند : من خواب ديدم در منزل حاج شيخ محمّد حسين خراسانى در طهران هستم و بناست آقاى سيّد أبو الحسن اصفهانى هم به اينجا بيايند . چيزى نگذشت كه من ديدم آقا سيّد أبو الحسن آمدند و در منزل نشستند و با آقا شيخ محمّد حسين مشغول گفتگو هستند . من تعجّب كردم كه اگر ايشان بخواهند از نجف به طهران بيايند بايد با مقدّمات فراوان و صرف وقت و تشريفات و استقبال شايسته وارد بشوند ، پس چگونه بدون سر و صدا وارد شدند و أحدى هم متوجّه نشد ؟ ! امّا ميديدم كه تعجّب من بى فائده است و ايشان هم حضور دارند و نشستهاند و با آقا شيخ محمّد حسين خراسانى تكلّم مىكنند .
در بين صحبت مرحوم آقا سيّد أبو الحسن جهت مقابل خودشان را نشان
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 167
مساهمون: جمعى از فضلا
ص١٦٧