اصول ايشان شركت مىنموده و تقريرات درس ايشان را نگاشتهاند و هم بحث ايشان در اين درس حضرت آية الله حاج سيّد على سيستانى مدّ ظلّه العالى بودهاند ، حضرت آقا يكى از نخبگان درس آية الله خوئى به حساب مىآمدهاند و ايشان نيز متقابلًا وجود اين شاگرد پر استعداد و پر تلاش را در جمع شاگردان خود مغتنم مىشمردهاند « 1 » و هميشه روابطشان در اوج ادب برقرار بوده است .
گوشههائى از منظر آقا به استادشان مرحوم آية الله خوئى را ميتوان در تعابيرى كه راجع به ايشان در آغاز نامههاى خود داشتهاند بدست آورد . گرچه اين نامهها به منظور نقد علمى فتواى استاد پيرامون رؤيت هلال مبنى بر عدم لزوم اتّحاد افق و كفايت رؤيت هلال در يك نقطه براى ثبوت آغاز ماه جديد در همه جا است ، ولى با همه اقتدار علمى كه از زواياى مختلف بحث به لحاظ مراحل فنّى اصولى ، فقهى ، روائى و نجومى به چشم مىخورد ، آنچنان ادبى نسبت به استاد مراعات مىكنند كه ديدنى و درس گرفتنى است .
در مطلع نامه اوّل پس از عرض ادب به پيشگاه بلند أمير المؤمنين و إمام الموّحدين و سيّد الوصيّين و قائد الغرّ المحجّلين عليه السّلام - به جهت آنكه نامه از طهران به نجف ارسال مىشود - خطاب به استاد خود چنين مىنويسند
. . .
هامش
( 1 ) حضرت آقا خود ميفرمودند : آية الله خوئى رحمة الله عليه به من فرمودند : آقا سيّد محمّد حسين ، اگر در نجف بمانى و به فقه و اصول مشغول باشى ، لا يختلف بَعدى عليكَ اثْنان « بعد از من دو نفر درباره تو اختلاف نمىكنند