مكاتيب حضرت سيّد مرقوم نمايند .
در اين حال تعطيلى تابستان پيش آمد و حقير هم براى ادامه تحصيلات به نجف اشرف : آستانه مباركه مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه أفضل صلوات المصلّين مشرّف شدم ، و ايشان هم در سال جديد تحصيلى مجال ننمودند كه در ايّام تعطيل دنباله دروس و كتابت بقيّه سلسله مكاتيب را ادامه دهند ، و بنابراين در تذييلات به همين مقدار اكتفا شد .
حقير پس از مراجعت از نجف اشرف تا تقريبا زمان رحلت ايشان چندين بار با حضرت ايشان درباره اتمام تذييلات به قلم مباركشان گفتگو و تقاضا داشتم ، و اهمّيّت آن را كه خودشان نيز قبل از بنده و بيش از بنده واقف بودند ، متذكّر مىشدم و ايشان هم وعده ميفرمودند ، و ليكن چون نياز به فراغت و مجال واسعى داشت و حضرت ايشان اهتمام شديد به اتمام دوره تفسير « الميزان » داشتند فلهذا تمنّاى حقير صورت عمل نپوشيد تا ايشان به صورت ظاهر لباس تن را خلع و به خلعت بقاء مخلّع شدند ، رحمة الله عليه و رضوانه .
چون حضرت استاد علّامه نَفَعَنا الله مِن تُرابِ مرقده الشّريف از اين سراى اعتبار و مجاز به عالم خلود و بقاء ارتحال نمودند ، بعضى از دوستان از حقير خواستند تا تذييلات را دنبال كنم و با مقدّمه و تعليقهاى ، اين مكاتيب نفيسه را در اختيار أنظار افكار عالى قرار دهم تا شايد خداوند از بركت انفاس قدسيّه سابقين ، لاحقين را به سر منزل مقصود برساند و از زلال معين چشمه علم و ينبوع حكمت سيراب كند .
حقير فقير نيز دريغ ننمودم ؛ و ليكن بواسطه تراكم مشاغل و شواغل علمى و بالأخص براى اتمام دوره و سلسله معارف و علوم اسلام كه مجال را ضيق كرده بود ، وعده را به وقت تمكّن و زمان فرصت دادم .
للّه الحمد و له المنّة اينك كه در تحت رعايت حضرت ثامن الحجج :
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 123
مساهمون: جمعى از فضلا
ص١٢٣