علىّ بن موسى الرّضا عليه و على آبآئه آلاف من التّحيّة و السّلام در شهر مقدّس مشهد قسمت « معاد شناسى » و « امام شناسى » به پايان رسيده است و هنوز مشغول به نوشتن دوره « الله شناسى » نشدهام ، در اين فَترتْ موقع را مغتنم شمرده و حفظًا لأدآء حقّهم العظيم بدين سطور مبادرت كرده و توفيق و تسديد را از حضرت منّان مسألت دارم . و ما تَوفيقى إلّا بالله ، عَليه تَوكَّلتُ و إليه انيب . « 1 » »
تأثير پذيرى علمى و عملى
علّامه طباطبائى رضوان الله تعالى عليه در ميدان علم قهرمانى كم نظير بود ، و نه تنها در علوم اسلامى چون فقه و اصول و تاريخ و تفسير و روايت و رجال و فلسفه و عرفان و كلام ، متخصّص و صاحب نظر بود بلكه در صحنه عمل و سير و سلوك إلى الله و مراقبه و تهذيب نفس و تزكيه روح و عرفان عملى نيز استاد ديده و راه پيموده و متخلّق به آداب دينى و مؤدّب به ادب الهى بود . آنگونه كه ديدارش انسان را به ياد خدا مىانداخت و هر كسى را شيفته خود مىساخت . و از اينرو بود كه آقا به ايشان به چشم دگرى مىنگريستند و رفتار و كردارشان را بدّقت زير نظر داشتند و از آن سرمشق مىگرفتند . جلواتى از اين معنى را در گفتارشان مىبينيم :
« بارى ، عظمت و ابّهت و سكينه و وقار در وجود ايشان استقرار يافته و درياى علم و دانش چون چشمه جوشان فوران ميكرد و پاسخ سؤالها را آرام آرام ميدادند و اگرچه بحث و گستاخى ما در بعضى از أحيان بحدّ اعلا مىرسيد ، أبدا أبدا ايشان از آن خطّ مشى خود خارج نمىشدند و حتّى براى يك دفعه تُن صدا از همان صداى معمولى بلندتر نمىشد ! و آن ادب و متانت و وقار و عظمت پيوسته بجاى خود بود و جام صبر و تحمّل لبريز نمىگشت . »
هامش
( 1 ) « توحيد عينى و علمى » ص 15 و 16