رفتار ميكردند ؛ عصرها در حجره مىآمدند و هر روز يكى دو ساعت را علاوه بر درس رسمى براى ما گفتگوهائى از قرآن مجيد و معارف إلهيّه داشتند .
علاوه بر درس فلسفه ، يك دوره از هيئت قديم را براى ما درس دادند . « 1 » و درس تفسير را نيز براى ما شروع كردند . و گهگاهى از حالات بزرگان و اولياء خدا و مكتبهاى عرفانى براى ما بياناتى داشتند . بالأخص از استاد نجف خود در معارف الهيّه و اخلاق ، مرحوم سيّد العارفين و سند المتألّهين آية الله الوحيد آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى رضوان الله عليه براى ما بيان مفصّلى داشتند كه بسيار براى ما دلنشين و دلپسند بود .
و مجالس ما با ايشان علاوه بر اوقات دروس رسمى در شبانه روز گاهى به دو و سه ساعت مىرسيد . »
پيوند علمى و تربيتى
« . . . شيفتگى و عشق و علاقه ما به حضرت ايشان به حدّى رسيد كه براى انس و ملاقات بيشتر و استفاده و استفاضه افزونتر حجره مدرسه را ترك نموده و در قُرب منزل ايشان اطاقى اجاره كرديم و بدانجا منتقل شديم ؛ و بطور مدام و مستمر يكى دو ساعت به غروب مانده و بعضى از اوقات تا پاسى از شب
(
هامش
( 1 ) صديق ارجمند جناب حجّة الإسلام آقاى حاج سيّد محمّد على آية الله زاده ميلانى گفتند : روزى ما در معيّت پدرم و عموهايم يك درشكه از تبريز براى دهى كه علّامه در آن سكونت داشت - شادآباد يا غير آن - گرفته سوار شده و مىرفتيم ، و قبلًا عموهايم با پدرم سخنى از قبله به ميان آورده بودند و هنوز قبله نماى رزمآرا به ميان نيامده بود . در بين راه كه در درشكه مىرفتيم عموهايم به پدرم گفتند : اين شخص مگرچه شخصيّتى است كه شما با درشكه از تبريز بسوى او و به آن ده ميرويد ؟ پدرم گفت : همان كسى كه در حلّ اين مسأله ( قبله كه قبلًا مورد سخن بوده است ) استاد و فريد است .
و در غالب از موارد و اوقات مرحوم پدرم مىگفت : علّامه طباطبائى علومى دارد كه ما نداريم . و منظور پدرم از آن علوم ، علوم باطنى و غيبى بوده است . ( منه قدّس سرّه )