ايوان مسجد گوهرشاد نماز مىخواند ، به آنجا رفتم ديدم سيّدى مشغول نماز است ، صبر كردم تا نمازش تمام شد سپس رو به من كرد و همانگونه كه حاج ملّا آقا جان با دست اشاره كرد و گفت : هنوز زود است ، آن سيّد هم همانگونه با دست اشاره كرد و گفت : هنوز زود است . . .
( 13 ) اين قضيّه ، شاهد مكاشفات غلط است .
. . . . . . . . . . . . . . ص 29 :
در اوقاتى كه در زنجان بودم ، يك روز صبح جوانى كه از شاگردان و تربيت شدگان ( 14 ) معظّم له بود . . .
( 14 ) شاگرد بودن و تربيت شدن ، غير از معناى ارادت و در تحت تبعيّت شخص راهبر در آمدن است ؟
. . . . . . . . . . . . . . ص 31 :
در همان روزهائى كه تازه با حاج ملّا آقا جان آشنا شده بودم يك روز در مشهد به من گفت : در صحن نو مردى است اشتباهى دارد ، بيا برويم و رفع اشتباه او را بكنيم . وقتى نزديك يكى از حجرات فوقانى صحن رسيديم ديدم به طرف اطاق يكى از علمائى كه من او را مىشناختم رفت ، گفتم : اين آقا از علماء بزرگ است . گفت : اگر نبود كه ما مأموريّت براى رفع اشتباه او نمىداشتيم . . . ( 15 )
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 91
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩١