تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
محملى دارد ؟ . . . . . . . . . . . . . . ص 27 : مرحوم حاج ملّا آقا جان مىگفت : روزى در مسجد جامع زنجان پشت سر امام جماعت آن مسجد نماز مىخوانديم ، مردى نزد من آمد و گفت : من يك جفت كفش براى شما خريده‌ام كه با هم به مشهد برويم ، زيرا سيّد حسنى مىخواهد خروج كند . من گفتم : چرا به من مىگوئى ؟ برو نزد امام جماعت به او بگو تا او هم به جمعيّت بگويد همه با هم براى يارى سيّد حسنى به مشهد بروند . گفت : آن كسى كه به من گفته سيّد حسنى مىخواهد خروج كند فرموده است كه فقط با تو تماس بگيرم . ( 13 ) من به او گفتم : اگر مرا به تو معرّفى كرده‌اند من مىگويم هنوز زود است ، سيّد حسنى خروج نمىكند ؛ و او رفت . من بعد از فوت مرحوم حاج ملّا آقا جان آن مرد را ديدم ، از او پرسيدم : بعد از آنكه از مرحوم حاج ملّا آقا جان جدا شدى چه كردى ؟ گفت : من به طرف مشهد حركت كردم ، وقتى به مشهد رسيدم يكسره به مسجد گوهرشاد رفتم و خيلى مىخواستم بفهمم كه سيّد حسنى كيست و كجاست ؟ خلاصه با توسّلات پى درپى متوجّه شدم كه سيّد حسنى الأن در