سر منزل مقصود راه بى نهايت است .
( 10 ) فَتَأمَّل كه چگونه مؤلّف محترم او را به استادى انتخاب ، و چهار سال تمام از نظر روحى خود را تحت نظر و حمايت او در آورده است ؟ !
( 11 ) در اينجا مؤلّف محترم إقرار مىكند كه حاج ملّا آقا جان مىآيد و او را در صراط مستقيم قرار مىدهد . بايد به ايشان گفت :
بنا به گفتهء استادتان چرا خود حضرات معصومين و يا حضرت صاحب الأمر عليهم السّلام نيامدند و در صراط مستقيم قرار ندادند ؟
مؤلّف كه استادشان قضيّهء ملّاى رومى و شمس تبريزى را در توسّل به شمس نه به أميرالمؤمنين عليه السّلام به ديدهء بطلان نگريستند و ايشان هم بر اين بطلان صحّه گذاردند ، چرا در اينجا نجات دهندهء خود را از پرتگاه ، مرحوم حاج ملّا آقا جان مىداند ؟ ! آيا اين عين تناقض گوئى نيست ؟
. . . . . . . . . . . . . . ص 26 :
روزى با جمعى از دوستان آن مرحوم در محفلى نشسته بوديم و او مشغول بيان بعضى از فضائل خاندان عصمت عليهم السّلام بود كه همهء دوستان عطرى را كه نمونهاش در عطرهاى دنيائى يافت نمىشد استشمام كردند ، و چون همه متوجّه شدند از طرف معظّمٌ له اجازه داده شد كه نقل شود . ( 12 )
( 12 ) در فرض عدم پيروى از غير معصوم ، اين اجازه چه
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٨٩