واسطهء در فيض هستند و آيتيّت و مرآتيّت دارند ؛ ولى اين اصل نمىرساند كه انسان احتياج به استاد زنده و مربّى كامل در امور تربيتى ندارد . آن مسأله چه ربطى به اين مسأله دارد ؟ اگر خود امام فرمود : از استاد و مربّى زنده پيروى كن ، معنايش سلب وساطت خود امام نيست .
. . . . . . . . . . . . . . ص 14 :
. . . تا روز جمعه ديگر آن مرحوم را نديدم . قبل از ظهر جمعهء همان هفته من در صحن نو ايشان را ديدم ، او وارد حرم مىشد و من از حرم خارج مىشدم ، به من با لهجهء تركى شيرينى كه « تركان فارسى گو بخشندگان عمرند » گفت : ها ! چرا ديگر پيش ما نيامدى ؟ من هم اشاره به قبر مقدّس علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام كردم و گفتم : أوّلًا مىدانستم بايد كجا بروم ، و بعد هم شماآن روز همين را اصرار داشتيد كه به كسى جز اهل بيت عصمت عليهم السّلام متوسّل نشويم .
گفت : ها ، قربانت ! من نمىگويم بيا من مرشد تو باشم و تو مريد من باش ، من مىگويم : « بيا سوته دلان گرد هم آئيم »
( اين فرد شعر بابا طاهر را در خواندن كشيد و آنچنان با سوز و گداز و اشك و آه ادا كرد كه مرا منقلب نمود ) و گفت :
عزيزم ! مىگويم بيا با هم رفيق باشيم ، ( 7 )
بيا با هم بنشينيم و در فراق امام زمانمان گريه كنيم ؛ آنها كه آن
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٨٦