تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
هرگز از بين نمىروند - و دادن صورتى مثل صورت گذشته كه در دنيا بوده است به اين أعضاء و أجزاء ، تا اينكه نفس مجدّداً به آن تعلّق گيرد . » در جاى ديگر نيز مىفرمايد : « هؤلاء البعضُ القآئلونَ بالمعادِ الجسمانىِّ المنكرونَ لإعادةِ المعدومِ ، لا يقولون بانعدامِ الأجسامِ بل بتفرُّقِ أجزآئِها و خروجِها عنِ الانتفاعِ . » « 1 » « اين دسته كه قائل به معاد جسمانى بوده و منكر إعادهء معدوم هستند ، معتقد به انعدام أجسام نيستند بلكه قائل به پراكنده شدن أجزاء أجسام و خروج آنها از بهره‌ورى مىباشند . ( يعنى موت ، نابودى و عدم نيست بلكه جدا شدن اجزاء يك مركّب است ولى آن أجزاء باقى مىمانند . ) » ج : بر فرض معدوم شدن أشياء در عالم طبيعت ، آيا معاد از نوع معدوم شدن است ؟ خير ؛ زيرا معاد ، هم از نظر عقلى و هم از جهت نقلى ، انتقال از عالم مادّه به عالم برزخ و سپس به عالم قيامت است ، بنابراين معدوم شدن نيست . و لذا در هيچيك از منابع دينى نامى از عدم كه به معناى بطلان محض و لاشيئيّت باشد به ميان نيامده است ، بلكه سخن از موت و يا فناء است كه هيچكدام به معناى عدم نيست ؛ و
هامش
( 1 ) - همان مصدر ، ص 170 .