و رابعاً هيچگاه نظير اين گونه كارها در مجالس رسول أكرم و أئمّهء معصومين عليهم السّلام و اولياء خدا ديده نشده است ؛ آيامجلس ما از مجلس آنان پاكتر و مقدّستر است و يا خود ما از آنان پاكتر و مقدّستريم ؟
و بطور كلّى اين گونه إخبارها و إعلان و إعلام از بواطن ، در شرع مطهّر وارد نشده است . و در بين أولياء راستين و اهل سلوكى كه بر أساسى متين و استوار گام برمىدارند ، ممنوع و از محذورات و محرّمات سلوكيّه شمرده مىشود ؛ و پيوسته أساتيد بزرگوار و مشايخ كِبار شاگردان را از اين گونه إخبارها چه نيك و چه زشت منع مىكنند .
چه علاوه بر مفاسد اجتماعيّه و تضييع حقوق غير ، موجب تاريكى و قساوت نفس سالك مىگردد و او را از مرتبه و مقامش پائين مىآورد .
و از اينجا و نظائر اين امور ؛ سرّ لزوم استاد در امور أخلاقيّه و سلوك راه باطن به خوبى ملموس و مشهود مىگردد .
. . . . . . . . . . . . . . ص 151 :
جمعى كه با خواندن اين كتاب ( پرواز روح ، چاپ اوّل ) روحشان پرواز مىكرد ، ولى سرگردان بودند ، مقصد را نمىدانستند ، محبوب را نمىشناختند ، دل سوختهاى داشتند ، آه از نهادشان بر آمده بود ، و بدون آواز فرياد مىزدند ؛ از من خواستند كه با آنها رفاقت كنم ، هدف و محبوب را مشخّص نمايم ، ولى دست ما كوتاه و خرما بر نخيل . من كيستم ، من
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 128
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٨