تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
عليهم السّلام روايت شده است ؟ . . . . . . . . . . . . . . ص 149 : در همان سفرى كه پس از چهارده سال بعد از فوت معظّمٌ له به زنجان رفته بودم و به مناسبتى به منزل اوّل عالم زنجان وارد شدم ، به آن عالم بزرگ گفتم : من چهارده سال قبل زياد به زنجان آمده بودم . فرمود : در چه ارتباطى به زنجان مىآمديد ؟ گفتم : با مرحوم حاج ملّا آقا جان رفيق بودم و به خاطر او مىآمدم . فرمود : او گاهى كارهاى خلافى هم انجام مىداد . گفتم : مثلًا چه مىكرد ؟ فرمود : من شنيده‌ام او گاهى روى منبر مىگفت : آى فلانى ! تو كه جنب هستى ، يا مادرت را عاق كرده‌اى چرا در مجلس ما نشسته‌اى ؟ و او را مفتضح مىكرد ؛ اين حرام است . و من هرچه خواستم از ايشان دفاع كنم و ثابت نمايم كه اين موضوع صحيح نيست ، معظّمٌ له قبول نكردند . ( 52 ) همان روز عصر به سر قبر ايشان رفتم ديدم مرقد پاكش در ميان قبرستان عمومى زنجان بدون هيچ امتيازى واقع شده ، با خود تصميم گرفتم كه مقبره‌اى برايش بسازم . شب در عالم رؤيا حاج ملّا آقا جان را ديدم ، اوّل از ايشان سؤال كردم كه در كجاى بهشت سكونت داريد ؟ فرمود : دربان حضرت