سيّد الشّهداء هستم .
گفتم : آقاى . . . ( منظورم عالم بزرگ زنجان بود ) دربارهء شمامطالبى را مىگفت كه مرا متأثّر كرد و من نتوانستم ايشان را رد كنم .
فرمود : هر چه بود ، ما را به محبّت شما بخشيدند ( كه منظورش محبّت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام بود ) .
گفتم : مايلم قبرتان را بسازم . فرمود : اگر قبور مجاور صدمهاى نمىبينند مانعى ندارد .
( 52 ) اين نحوه أعمال بر فرض وقوع ، صحيح نيست ، بلكه غلط محض است .
زيرا أوّلًا با حال جنابت آمدن در مجلس روضه و پاى منبر حرام نيست ؛ و با وجود عدم منع شرعى به چه مجوّز انسان مىتواند إعلان منع آن را بنمايد ؟
ثانياً در بين جمعيّت از أحوال شخصى بيان كردن و او را منكوب و منفعل و شرمنده نمودن غلط است و حرام است . زيرا يا او بايد برخيزد و از مجلس بيرون برود كه اين عين هتك مؤمن و إيذاء اوست ، و يا بايد در مجلس بماند و بنشيند و همينطور سر در گريبان فرو برده و خجلت زده و شرمسار بماند ، و اين هم حرام و غلط است .
و ثالثاً گفتار اينكه : چرا در مجلس ما آمدى ؟ صراحت در تقديس و تنزيه اين مجلس دارد ، و در آن رائحهء أنانيّت و استكبار است .
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٧