در جواب فرمود : توحيد به معنى بيرون ريختن آنچه در مخيّلهء خود از خدايان ساختهايد و تنها به خدائى كه ولايت كلّيّه معرّفى كرده معتقد بودن است ، كه شرط توحيد هم به فرمودهء علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام در نيشابور در ضمن نقل حديث سلسلة الذّهب همين بوده است . خدائى كه از طريق مستقيم ، از صراط حق ، از بيان صدق شناخته نشود ، خدا نيست بلكه مخلوق تو است كه امام صادق عليه السّلام فرمود :
كُلُّ ما ميّزتُموهُ بِأوهامِكُم فى أدقِّ مَعانِيه فَهُو مَخلوقٌ لَكُم مَردودٌ إليكُم .
گفتند : مگر ولايت براى آن نيست كه ما را به توحيد برساند ؟
چرا وقتى به توحيد رسيديم باز هم محتاج به ولىّ معصوم و كلمات آنها باشيم ؟ ( 34 )
فرمود : شما فكر مىكنيد كه در يك لحظه مىتوانيد در راه تكامل بدون مرشد و راهنماى معصوم حركت كنيد ؟ مگر شيطان خداشناس نبود ؟ مسلّم چرا ، زيرا او با خدا حرف مىزد ، ولى به مجرّدى كه ولايت حضرت آدم را قبول نكرد ، از راه مستقيم منحرف شد ، از مقام قرب الهى رانده شد ، و معتقد به آنچه فكرش مىرسيد گرديد ، و خدا را ظالم شناخت و معتقد به جبر شد ؛ آنچنانكه فلاسفه و بعضى از عرفاء هم كه دستشان به دست ولىّ زمان نيست و تنها به فكر خود اكتفاء مىكنند همينها را معتقدند . ( 35 )
گفتند : مرحوم شيخ ابراهيم امام زاده زيدى ، معتقد بود كه انسان
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠٩