مَطاوى كلمات ايشان بر مىآيد ، نشده است ؛ پس در اين صورت « استغناى از استاد و مربّى كامل » راهى را نگشوده است و از عالم صورت عبور نداده است و در همان تخيّلات صوريّه و صورتهاى ذهنيّه محبوس داشته است ؛ و فى هذا ضَررٌ عَظيمٌ .
( 30 ) آيا اين دعوت دستور نيست ؟ و از شخص غير معصوم صورت نگرفته است ؟ پس چرا مىخواهيم با عوض كردن الفاظ و تبديل مُهرهها و قناعت كردن و دلخوش بودن به صرف تخيّلات ذهنيّه حقائق را عوض كنيم ؟
. . . . . . . . . . . . . . ص 70 :
. . . وقتى از منزل آنها بيرون آمديم من فوق العاده متأثّر شده بودم .
گاهى هم با خودم فكر مىكردم كه لابد فردا صبح هم بايد به تشييع جنازهء او برويم . در اين بين مادر آن جوان هم از منزل بيرون آمد و گفت : حاج آقا ! دكترها بچّهام را جواب كردهاند ، دستم به دامنتان .
حاج ملّا آقا جان رو به مادر آن جوان كرد و گفت : خوب مىشود . من ابتداء فكر كردم براى تسلّى دل مادرش اين جمله را مىگويد ، ولى بعد به من رو كرد و گفت : علاوه بر آنكه ما جنازهء او را تشييع نمىكنيم ، فردا اين جوان با پاى خود به اتّفاق مادرش به منزل ما مىآيند . . . ( 31 )
( 31 ) اين گونه إظهارات و إبرازات ، از أولياى كامل صورت
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠٣