صورت گيرد بسيار به موقع و صحيح است ، ولى اگر از شخص ناقص باشد غلط است ؛ زيرا خود اين إصرار ، دستور است و دستور نمىتواند از شخص ناقص تحقّق پذيرد .
( 29 ) بجا آوردن دستور از روى آزمايش ، منافات با يقين به صحّت راه و سلوك در آن را دارد ؛ و كوبندهترين چيز در سلوك راه خدا شكّ و ترديد ، و اعتماد به نفس و شخصيّت است .
و اين ديوار عظيمى كه براى جناب مؤلّف متصوّر و متشكّل شده است همان جنبهء شكّ و ريب است ، كه حقّاً همچنين قطور است . و چون هر بار ذكرى را كه مؤلّف مىگفته است توأم با عدم پذيرش واقعى و عدم تقبّل نفسانى بوده است لذا به منزلهء زبان ماليدن به كوه مجسّم گرديده است . و چون با سوابق ذهنى و ارشادات آن مرحوم زنجانى كه پيوسته توسّل به معصومان را راهگشاى راه سلوك مىدانسته و ارشاد زندگان را مضرّ تلقين مىنموده است ، چون توسّل به حضرت صاحب الزّمان شده است و آن توسّل از روى يقين بوده است ، آن يقين اين ديوار عظيم شكّ و ريب را متلاشى و همانند پودر نموده است .
حال بايد از جناب مؤلّف پرسيد : اين كوه كه برداشته شد و در عالم مكاشفه و صورت ، خود را در نور ديديد ، آيا كشف حجابهاى توحيدى هم شد ؟ از نظر معارف إلهيّه ، قضيّهء توحيد خدا منكشف گشت و به مرتبهء عرفان و إدراك حقائق منتهى شد ؟ و يا نه ؛ فقط صرف خواب و مكاشفهء صورى بوده است ؟ مسلّماً همانطور كه از
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠٢