ديگرى دارد .
با خود گفتم مانعى ندارد ، اين را هم آزمايش مىكنم . ( 29 ) و لذا روزها در حال سجده چهارصد مرتبه با اجازهاى كه او داده بود مىگفتم : لا إله إلّاأنت سبحانك إنّى كنت من الظّالمين .
روز سوّم پس از گفتن ذكر يونسيّه ظاهراً به خواب رفته بودم ، در عالم رؤيا ديدم بين من و مقصدى كه دارم ديوارى گذاشتهاند كه قطرش بيشتر از يك كيلومتر است و من مايلم با كشيدن زبان به مدّت بيست دقيقه ( كه ذكر يونسيّه طول مىكشيد ) آن ديوار را از سر راه خودم بردارم ، روز أوّل و دوّم كه اين كار را ادامه مىدادم و فائدهاى نمىبردم ناراحت شده بودم ، روز سوّم مىديدم علاوه بر اينكه پيشرفتى نكردهام ، شيطان بر قطر ديوار هم افزوده است ، لذا در آن حال از موفّقّيت مأيوس شدم و فرياد زدم : يا صاحب الزّمان به دادم برس و مرا از اين حجاب و گرفتارى نجات بده . ناگهان ديدم آن ديوار عظيم مانند پودرى شد و باد شديدى در يك لحظه آن را از بين برد و راه را باز كرد و من با سرعت به مقصدى كه داشتم رسيدم . در آنجا همه نور بود ، به من سخنانى تعليم داده مىشد و مطالبى گفته شد كه مِنجمله آنچه مربوط به مطلب فوق است اين بود : اگر اذكار و ادعيه به اذن افراد غير معصوم هر كه باشد انجام گردد ، مثل اينست كه بخواهى با كشيدن زبان ، ديوار به آن عظمت را بردارى ، ولى اگر با وساطت و توسّل به معصومين باشد موانع فوراً دفع مىشود ،
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى) — صفحة 100
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠٠