رأى و امر آن وصىّ و خليفه بنمايند و تسليم وى گردند ، و در امور خود به دو مراجعه كنند و او را حامى خود و حَلّال مشاكل قرار داده ، از هر گزند و رنجى به دو پناه برند .
بنابراين بدنبال نزول آيه مودّت گفتند كه : محمّد به خدا افترا بسته و از نزد خود وجوب مودّت اهل بيتش را بر ما تحميل مىنمايد .
در « كافى » از حضرت أبى جعفر عليه السّلام در ضمن تفسير آيه :
وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً
، روايت است كه آن حضرت ميفرمايند :
فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ عِنْدَ ذَلِكَ بَعْضُهُم لِبَعْضٍ : أَمَا يَكْفِى مُحَمَّدًا أَنْ يَكُونَ قَهَرَنَا عِشْرِينَ سَنَةً حَتَّى يُرِيدَ أَنْ يَحْمِلَ أَهْلَ بَيْتِهِ عَلَى رِقَابِنَا . وَ لَئِنْ قُتِلَ مُحَمَّدٌ أَوْ مَاتَ لَنَنْزِعَنَّهَا مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ لَانُعِيدُهَا فِيهِمْ أَبَدًا . « 1 »
« منافقين گفتند كه : آيا براى محمّد كافى نبود كه مدّت بيست سال خود او بر ما حكومت كرد و ما را مقهور اراده و تسليم اوامر خود نمود ، تا آنكه حالا مىخواهد اهل بيت خود را برگردنهاى ما سوار كند و ما را مطيع و مُنقاد آنها گرداند . اگر محمّد كشته شود يا بميرد ، ما ولايت را از اهل بيت او بيرون مىآوريم و أبداً به آن خاندان ديگر نخواهيم سپرد . »
در اينحال خداوند پيغمبرش را از سرّ درونى و نجواى مخفيانهء آنها مطّلع كرد كه آنها ميگويند : محمّد به خدا افتراى دروغ بسته است . اى محمّد ! اين آيه از طرف خدا نازل شده است كه بر مردم تلاوت كنى و فضائل و مناقب اهل بيت را بيان كنى و مردم را به محبّت و مودّت آنان دعوت كنى . اين از طرف تو نيست ، اين بدست تو نيست . اگر خدا مىخواست مُهر بر قلب تو ميزد تا آنكه ديگر وحى بر تو نازل نشود و انوار ملكوتى را مشاهده ننمائى و از درون ، اتّصال به عالم غيبو كلام جبرائيل امين پيدا ننمائى . اگر خدا مىخواست قلب تو را از ادراك حقائق
هامش
( 1 ) - « تفسير برهان » ج 2 ، ص 970