روايت مىكند كه : آن حضرت به فاطمه عليها سلام الله فرمودند : شوهرت و دو پسرت را بياور ! فاطمه آنها را حاضر كرد ، پس حضرت به روى آنان كسائى انداختند و سپس دستهاى خود را به آسمان بلند نموده گفتند : بار پروردگارا اين جماعت آل محمّدند ، پس درودهاى خود و بركات خود را بر آل محمّد بفرست ، زيرا كه تو ستوده و بزرگوارى .
امّ سلمه ميگويد : من كساء را برداشتم كه خود را از زمرهء اهل بيت و داخل آنها نموده باشم ، حضرت كساء را كشيدند و گفتند : تو در راه خير هستى ( ولى جاى تو اينجا نيست ) . »
در ادامهء آيات ميفرمايد : أم يقولون افترى على الله كذبا فإن يشإ الله يختم على قلبك و يمح الله الباطل و يحق الحق بكلمته إنه عليم بذات الصدور . « 1 »
نزول آيه مودّت كه در حقيقت ارجاع امّت به اهل بيت رسالت بود ، آن هم با آن تعبير بسيار قوى كه اجر رسالت قرار داده شده و متخلّف از آن ناقض عهد رسول خدا و امتناع كنندهء از اداى مزد آن حضرت بشمار آمده ، براى بسيارى از منافقين و سنگين دلان ناگوار بود .
آن أفرادى كه از آراء شخصيّه و أهواء نفسيّه تنازل نمىنمودند و از ابراز سليقه و رأى در مقابل رسول خدا و فرمان خدا خوددارى نمىكردند و در بسيارى از امور متوقّع بودند كه رسول خدا از رأى آنان پيروى كند و از سليقه و روش آنانتبعيّت بنمايد ، هيچگاه نمىتوانستند خود را حاضر كنند كه بعد از رحلت آن حضرت مطيع و منقاد جانشين آن حضرت گردند و آراء و افكار خود را مُندَكّ در
هامش
( 1 ) - [ « آيا ميگويند به خدا افتراء بسته است ؟ ! اگر خداوند بخواهد بر قلب تو مُهر مىزند و وحى را منقطع ميسازد . خداوند باطل را محو و نابود مىكند و حق را به وسيلهء كلمات خود ثابت و پابرجا ميدارد ؛ او به اسرار دلها داناست . » ]