تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
براى آتش زدن آنها اعتذار مىجست و مىگفت كه : برادر من براى آنكه مسلمانان اختلاف نكنند و كلمهء آنان متشتّت و متفرّق نگردد و همه را در طاعت و بيعت خود داخل كند ، دست به چنين كارى زد ؛ إقدام به اين كار براى وحدت كلمهء مسلمين بود ، همچنانكه عمر بن الخطّاب وقتى كه بنى هاشم از بيعت با أبوبكر امتناع كردند هيزم حاضر كرد تا آنكه خانه را بر آنها آتش زند . « 1 » از ابن عبد ربّه و أبوالفِداء نقل شده است كه : وقتى كه ياران أميرالمؤمنين عليه الصّلوة و السّلام در خانهء فاطمه براى يارى آن حضرت اجتماع كردند ، بَعَثَ إليهِم أبوبكرٍ عُمَرَ بنَ الخَطّاب لِيُخْرِجَهُم مِن بَيتِ فاطمةَ ، وَ قال لَهُ : إن أبَوْا فَقاتِلْهُمْ ! فأقبلَ بقَبَسٍ من نارٍ عَلَى أن يُضرِمَ عَلَيهمُ الدَّار ، فلَقِيَتْهُم فاطمةُ فَقَالَتْ : يَابنَ الخَطَّابِ ! أَجِئْتَ لِتُحْرِقَ دَارَنَا ؟ قالَ : نَعَم ! أو تَدْخُلوا فِى مَا دَخَلَت فِيه الامّةُ . « 2 » « أبوبكر عمر بن خطّاب را فرستاد تا آنكه آن جماعت را با أميرالمؤمنين از خانهء فاطمه براى بيعت خارج كند ، و به او گفت : اگر آنها از بيرون آمدن خوددارى نمودند با آنان جنگ كن ! عمر با شعلهء فروزانى از آتش كه در دست داشت ، به خانهء فاطمه روى آورد براى آنكه خانه را بر سر آنان آتش زند . فاطمه با او برخورد نموده گفت : اى پسر خطّاب ! آمده اى خانهء ما را آتش بزنى ؟ عمر پاسخ داد كه : آرى آمده‌ام خانهء تو را آتش بزنم ! مگر اينكه شما هم مانند سائر مردم با أبوبكر بيعت كنيد . » و از « كنز العمّال » نقل شده است كه عمر به فاطمه گفت : و ما أحدٌ أحَبُّ إلَى أبيكِ مِنكِ ، وَ ما ذلك بِمانِعى إنِ اجْتَمَع هؤلآءِ النّفرُ عِندكِ أن أمرتُهُم
هامش
( 1 ) - « شرح نهج البلاغة » ج 20 ، ص 147 ( 2 ) - « عبدالله بن سبا » طبع مصر ، ص 68