تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
اشتباه كرده است . چون بخارى اين حديث را از محمّد بن بشّار و محمّد بن جعفر روايت كرده و هر دوى آنها به اجماع اماميّه از روات ضعيفند ، كما آنكه يحيى بن معين در كتاب « ميزان الاعتدال » بر ضعف محمّد بن بشّار بلكه بر كذب او تصريح كرده است . چگونه ابن عبّاس چنين كلامى گفته ، با آنكه أحاديث بسيارى از طرق صحيح در تفسير قربى به علىّ و فاطمه و فرزندان آن دو وارد شده و نيز حَسَنه را به مودّت آنان تفسير نموده‌اند ؟ « 1 » به هر حال بايد دانست كه مظلوميّت اهل بيت تا چه درجه‌اى است كه بعد از هزار و سيصد سال كه تفسيرى نوشته مىشود ، باز بر همان مسلك بوده و حاضر نمىشوند قدمى در راه ولايت جلو گذارند . عجيب‌تر آنكه شاعرى « 2 » شعر مىگويد و با كمال وقاحت داستان آتش زدن عمر درِ خانهء صدّيقهء كبرى را از افتخارات او مىشمرد ، و ديگران نيز از او تمجيد مىكنند و ديوان او را تجديد طبع مىنمايند . ميگويد :
و قَوْلةٌ لِعَلىٍّ قالَها عُمَرُ * أكْرِمْ بِسامِعها أعْظِمْ بِمُلقيها حَرَّقتُ دارَكَ لَاأُبْقى عَلَيْكَ بها * إن لَمْ تُبايِع و بنتُ المُصطفى فيها ما كانَ غيرُ أبى حَفصٍ يَفوهُ بها * أمامَ فارسِ عَدْنانٍ و حاميها « 3 »
« گفتارى كه عمر به على گفت ، چه شنوندهء بزرگوارى و چه گويندهء عظيمى داشت . آنجا كه گفت : خانه‌ات را آتش ميزنم و أبداً به تو ترحّم و شفقت نمىكنم ! خانه را آتش مىزنم اگر بيعت ننمائى ، خانه را با دختر مصطفى كه در خانه هست
هامش
( 1 ) - « الفصول المهمّة » ص 224 ( 2 ) - شاعر النّيل : حافظ ابراهيم . ( 3 ) - « المراجعات » ص 346