أن يُحرِقوا عَلَيكِ البَابَ . « 1 »
« عمر به فاطمه گفت : با آنكه هيچ كس محبوبتر از تو در نزد رسول خدا نبود ، ليكن اين محبّت رسول خدا به تو مرا جلوگيرى نمىكند از آنكه درِ خانه را بر تو آتش زنم ، چون اين جماعت بعنوان تحصّن به خانهء تو پناهنده شدهاند . »
عجيب است از ابن أبى الحديد كه پس از آنكه بعض از اين جريانات را نقل مىكند و سپس اعتراف مىكند كه فاطمه در حال خشم و غضب از أبوبكر و عمر از دنيا رفت ، ميگويد : در نزد من گناه عمر و أبوبكر از گناهان صغيره بود .
او ميگويد : والصَّحيحُ عندى أنَّها ماتَتْ و هى واجدةٌ عَلَى أبىبكرٍ و عُمرَ و أنَّها أَوصَت أن لَايُصَلِّيا علَيها ، و ذلك عِندَ أصحابِنَا مِنَ الأُمُورِ المَغفورةِ لَهما و كانَ الأوْلَى بهما إكرامَهَا و احْترامَ مَنزِلها .
تا آنكه ميگويد : وَ اللهُ وَلىُّ المَغْفرةِ و العَفو ، فإنّ هَذا لَو ثَبَتَ أنّه خَطَأٌ لَم يَكُن كَبيرةً بَل كانَ مِن بابِ الصَّغآئِر الَّتى لَاتَقتَضِى التَّبرّىَ و لا تُوجِبُ زَوالَ التّوَلِّى . « 2 »
« در نزد من به صحّت پيوسته است كه فاطمه با غم و غصّه و خشم نسبت به أبوبكر و عمر جان سپرد ، و وصيّت نمود كه آن دو نفر بر او نماز نگذارند . ولى در نزد اصحاب ما اهل تسنّن كارهاى أبوبكر و عمر مورد آمرزش است ؛ گرچه بهتر بود كه آنها فاطمه را إكرام مىنمودند و احترام بيت و خانهء او را نگاه ميداشتند . و خدا صاحب آمرزش و مغفرت است . پس اگر فرضاً ثابت شود كه كارهاى أبوبكر و عمر خطا بوده ، لكن گناه كبيره نبوده است ؛ بلكه گناه صغيره
هامش
( 1 ) - همان مصدر
( 2 ) - « شرح نهج البلاغة » ج 6 ، ص 50