تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
همه را آتش مىزنم ! اين كلام بزرگى است كه غير از أبوحفص عُمر كسى ديگر جرأت بر زبان آوردنش را در مقابل سوار دلاور و محافظ قبيلهء عدنان نداشت . » ببينيد چگونه بر آثار سلف خود و پيشواى خود عُمر فخر مىكند ؛ آتش زدن خانهء ولايت را كه محلّ نزول وحى و مسكن سرّ رسول خدا و بضعهء مصطفى بوده است ، دليل بر بزرگوارى او ميگيرد . درست ميگويد ابن أبىالحديد كه آن خشونت و و عُورت مخالفان أميرالمؤمنين در تابعين آنها مشهود است . جائى كه عروة بن زبير أفعال شنيع برادر خود عبدالله بن زبير و جمع نمودن هيزم را براى آتش زدن جماعت بنى هاشم توجيه كند و آن را مانند آتش‌زدن عمر خانهء فاطمه را نيك بشمارد ، از شاعر نيل چه توقّعى بايد داشت ؟ مسعودى در « مُروج الذّهب » « 1 » نقل مىكند و نيز ابن أبى الحديد در « شرح نهج البلاغة » « 2 » از او حكايت مىكند كه : چون جماعت بنى هاشم از بيعت با عبدالله بن زبير امتناع نمودند ، عبدالله بن زبير ، محمّد بن حنفيّه و عبدالله ابن عبّاس را در جملهء هفده نفرى از بنى هاشم كه از آن جملهء آنها حسن مثنّى فرزند امام حسن مجتبى عليه السّلام بود ، در شِعب مكّه كه معروف به شِعب عارِم بود محصور كرد . اين شعب بسيار تنگ بود و جاى فرار نداشت . سپس دستور داد آنقدر هيزم در دهانهء شعب گرد آوردند كه هر آينه اگر يك شرارهء كوچكى از آتش به آن هيزمها ميرسيد فوراً تمام آن افراد را مىسوزانيد و به سرعت هلاك مىنمود . و از طرف ديگر فرزند محمّد بن حنفيّه را كه حسن نام داشت در زندان
هامش
( 1 ) - « مروج الذّهب » ج 3 ، ص 85 و 86 ( 2 ) - « شرح نهج البلاغة » طبع مؤسّسهء اسماعيليان ج 20 ، ص 123 و ص 146