مشرك است . ابن عبّاس گفت : كداميك از شما رسول خدا را لعن و سبّ مىكند ؟ گفتند : سبحان الله ! كسى كه رسول خدا را لعن كند كافر است .
ابن عبّاس گفت : كداميك از شما علىّ بن أبىطالب را لعن و سبّ مىكند ؟
گفتند : آرى ، اين امرى است كه قابل وقوع است و واقع شده است .
ابن عبّاس گفت : من خدا را گواه مىگيرم كه من از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم كه ميفرمود : هر كس على را دشنام دهد مرا دشنام داده است ، و هر كس مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده است ، و هر كس خدا را دشنام دهد خداوند او را بر بينى خود به آتش خواهد افكند .
سپس از آن جماعت روى گردانيده به حركت افتاد و در آن حال به جلودار خود گفت : از آنها چه شنيدى در مقابل گفتارمن ؟ جلودار گفت : آنها چيزى نگفتند . ابن عبّاس گفت : در هنگامى كه من اين حديث را براى آنان مىخواندم چهرهء آنها را چگونه يافتى ؟
جلودار گفت :
نَظَروا إلَيكَ بِأَعْينٍ مُحْمَرَّةٍ * نَظَرَ التُّيُوسِ إلَى شِفارِ الجازِرِ « 1 »
« چنان از گفتار تو پريشان شدند كه مانند نگاه كردن آهوها و بزهاى كوهى به ساطورهاى قصّابان ، با چشمهاى سرخ و منقلب بسوى تو نگاه ميكردند . »
ابن عبّاس گفت : پدرت فداى تو باد ! ديگر بيان كن .
جلودار گفت :
خُزْرُ العُيونِ نَواكسٌ أبصارَهُم * نَظَرَ الذَّليلِ إلَى العزيزالقاهرِ « 2 »
هامش
( 1 ) - تَيْس : بز كوهى و آهوى نر ، جمع : تُيوس . شَفْرَة : كارد عريض و طويل كه او را ساطورگويند ، جمع : شِفار . جازِر : قصّاب .
( 2 ) - أخْزَر : چشم تنگ ، جمع : خُزر . ناكِسٌ رأسَه : مردى كه سر خود را پائين انداخته و جمعاو شاذّاً نواكس است .