« اى على ! اگر امّت من آنقدر روزه بگيرند كه از شدّت گرسنگى در ايّام متمادى سينه و شكم آنها فرو رود و پشت آنها مانند منحنى به جلو خم شود ، و آنقدر نماز بخوانند كه از كثرت قيام و توجّه گوشت آنان آب شده و مانند ريسمان لاغر و باريك گردند ، و در عين حال بُغض تو را در دل داشته باشند ، خداوند آنان را به رو به آتش خواهد افكند . »
و نيز أبوعبدالله ملّا در سيرهء خود از ابن عبّاس روايت مىكند كه : او روزى از جلو جماعتى عبور مىكرد كه آنها سبّ أميرالمؤمنين مىكردند ، و اين در زمانى بود كه چشمان او كور شده بود « 1 » ، پس به جلودار خود گفت : شنيدى اين جماعت چه مىگفتند ؟ پاسخ داد : على را دشنام ميدادند . ابن عبّاس گفت : مرا بسوى آنان برگردان . جلودارْ ابن عبّاس را به سوى آنان برگردانيد .
ابن عبّاس گفت : كداميك از شما خداوند را دشنام ميدهد و بر او لعن
هامش
« رسول أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمودند : محبّت حضرت أميرالمؤمنين عليه السّلام حسنهاى است كه با آن هيچ گناهى ضرر نمىرساند ، و بغض آن حضرت سيّئهاى است كه با آن هيچ حسنهاى نفع نمىبخشد . »
عين اين عبارات را آقا جمال الدّين خونسارى در « شرح غرر و درر آمُدى » ج 2 ، ص 481 ، و أيضاً علّامهء حلّى در « منهاج الكرامة » خطّ عبد الرّحيم ، ص 41 از صاحب الفردوس در كتاب خود از معاذ از رسول أكرم صلّى الله عليه و آله روايت نموده است . ( 1 )
ميفرستد ؟ همه گفتند : سبحان الله ! كسى كه خدا را لعن كند و دشنام دهد ، ( 1 ) - اين روايت را حضرت علّامه آية الله مؤلّف قدّس الله نفسه الزّكيّة در حاشيهء صفحهء آخر نسخهء خطّى كتاب آوردهاند كه بالمناسبه در اينجا آورده شد . ]
( 1 ) - در « ينابيع المودّة » طبع اسلامبول ، ص 248 ، از ميرسيّد علىّ بن شهاب همدانى نقلميكند كه سعيد بن جُبَير گفت : من ابن عبّاس را بعد از آنكه از چشم نابينا بود از مسجد به منزل مىبردم - و سپس تمام جريان فوق را بدون أشعار ذيل نقل مىكند .