مودّت آنها از طريق شيعه و سنّى وارد شده است ، واحد است . شيعه هيچ ادّعائى دربارهء مودّت اهل بيت غير از آنچه خود بزرگان عامّه در كتب خود آوردهاند ننموده است ؛ و اين خود دليل است بر آنكه وجوب مودّت آل محمّد بطور مسلّم و يقين از خود رسول الله به امّت توصيه شده است .
ولى أعداء آل محمّد از روز اوّل بنا بر آزار آل محمّد گذاردند و تمام حقوق آنها را از ولايت كبرى و خلافت رسول خدا از آنها گرفتند و حتّى آنها را از خمس و ميراث رسول الله منع كردند و از هر جهت آنها را در فشارهاى طاقت فرسا و آلام و مصائب كمر شكن قرار دادند .
قُل للمُغَيَّبِ تَحتَ أطباقِ الثَّرَى * إن كنتَ تَسمَعُ صَرْخَتى و نِدآئيا
صُبَّت علَىَّ مَصآئبٌ لَو أنَّها * صُبَّت علَى الأيَّامِ صِرنَ لَياليا « 1 » « 2 »
ابن قُتَيبهء دِينَوَرى متوفّى 276 هجرى ميگويد : چون على از آمدن براى بيعت خوددارى كرد ، قام عمرُ ، فمَشَى معهُ جماعةٌ حتّى أتَوا بابَ فاطمة ، فَدَقُّوا البابَ ، فلمّا سَمِعتْ أصواتَهم نادَت بأعلَى صوتِها : يَا أبَتِ ! يَا رَسُولَ اللَهِ ، مَاذَا لَقِينَا بَعْدَكَ مِنِ ابْنِ الْخَطَّابِ و ابْنِ أَبِى قُحَافَةَ . « 3 » « در اين هنگام عمر برخاست و با او جماعتى حركت كردند تا به خانهء فاطمه رسيدند .
هامش
( 1 ) - [ « بگو به آن پدر مهربانى كه در زير خاكهاى زمين پنهان شده است : اگر ناله و فرياد مرا گوش ميدهى و سخن مرا مىشنوى ، از هنگاميكه تو از دنيا رخت بربستى چنان مصيبتهائى بر من وارد شد كه اگر بر روزهاى روشن وارد ميشد مانند شب ظلمانى تاريك ميشدند . » ]
( 2 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 168 ؛ [ در ضمنِ أشعارى كه از حضرت فاطمهء زهرا سلام الله عليها روايت كرده است ، و تمام آن أشعار در ص 257 همين كتاب خواهد آمد . ]
( 3 ) - « الإمامة والسّياسة » ج 1 ، ص 13