حال حركتند ، در آن وقت سحرى كه حاجيان مانند فرو ريختن موجهاى رودخانهاى پر آب بسوى منى حركت مىكنند ، بگو و به آنان اين خبر را بده كه : من از آن أفرادى هستم كه محبّت و ولاى آل محمّد رانمىشكنم .
اگر بنا بشود رافضى بودن در محبّت آل محمّد باشد ؛ پس جنّ و انس گواهى دهند كه من از رافضيان هستم . »
و نيز از شيخ شمس الدّين ابن العربى نقل شده است كه به استناد به آيه مباركهء :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ *
سروده است :
رأيتُ وِلآئى ءَالَ طه وسيلةً * على رَغمِ أهلِ البُعد يُورِثُنى القُربَى
فَما طلَبَ المبعُوثُ أجرًا على الهُدى * بتَبليغِهِ إلّاالمودّةَ فِى القُربَى « 1 »
ميگويد : « من بر خلاف روش أفراد دور از حريم حقيقت ، چنين يافتم كه وِلاء و محبّت آل محمّد واجب بوده و مرا به خداوند نزديك مىكند . پيغمبر كه او را خداوند به رسالت براى هدايت خلق برگزيده است ، از مردم مزدى در إزاى تبليغ خود نخواست مگر محبّت و مودّت به ذوى القربى را . »
و أمّا دربارهء تفسير ذيل آيه مباركه :
وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً
، در تفسير « كشّاف » و امام فخر وارد است كه : گرچه حسنه عامّ است و شامل هر كار خوبى ميگردد ، و لكن به قرينهء آنكه در دنبال ذكر مودّت آل محمّدذكر شده است ، شامل مودّت آنها بطور تأكيد و تحقيق ميگردد . « 2 »
هامش
( 1 ) - مقدّمهء « ينابيع المودّة » طبع نجف ، ص 4 ، به نقل از « الصّواعق المحرقة » ص 168 ؛ [ و نيز در كتاب « الغدير » ج 2 ، ص 310 اين دو بيت را به نقل از « الصّواعق » از شيخ شمس الدّين بن العربى ذكر نموده است . ولى در كتاب « روح مجرّد » ص 327 و ص 445 آمده است كه مرحوم قاضى نورالله تسترى در « مجالس المؤمنين » مجلس ششم ، ج 2 ، ص 281 اين دو بيت را به محيى الدّين بن عربى مستند نموده است . ]
( 2 ) - تفسير « كشّاف » ج 4 ، ص 221 ؛ و « تفسير فخر رازى » ج 27 ، ص 167