شايد روى حسّ خوش بينى كه اكثر عامّه به صحابهء رسول خدا دارند آنها را عادل معرّفى مىكنند ، يا براى توجيه و تأويل جنايات بعضى از آنها مجبور شدهاند همگى را عادل معرّفى كنند .
لكن بعضى از آنها تصريح كردهاند كه : صحابه مانند غير صحابهاند و هيچ خصوصيّتى در آنها نيست ؛ در آنها بد و خوب ، متّقى و زشت كردار ، مؤمن و منافق ، اهل خدا و اهل هواى نفس ، وجود داشته است .
و بعضى از عامّه گفتهاند كه : آنها مانند غير آنها هستند تا زمان ظهور فتنه و انقلاب بين أميرالمؤمنين عليه السّلام و معاويه ، و لكن بعد از ورود بعضى از آنها به لشكر معاويه و ملحق شدن آنها به معاويه ، ديگر شهادت آنها در محكمهء اسلام بطور مطلق قبول نيست .
و معتزله گفتهاند كه : همهء صحابه از مردمان عادل و خوبند مگر آنان كه دانسته شود با أميرالمؤمنين عليه السّلام جنگ نمودهاند .
و امّا شيعهء اماميّه صحابه را مانند سائر أفراد مردم ميداند بدون تفاوت ، كه در ميان آنها عادل و فاسق و منافق و گمراه بوده است . « 1 »
و بسيارى از آنان بعد از رحلت رسول اكرم ، مرتدّ شده و به أعقاب جاهلى بازگشت نمودهاند .
و امّا معصوم بودن از خطا و گناه به مقتضاى آيه تطهير اختصاص به ذوات مقدّسهء حضرت رسول الله و أميرالمؤمنين و فاطمة الزّهراء و حسنين عليهم السّلام دارد ، و طبق نصوص كثيره از شيعه و سنّى و به تنقيح مناط و رواياتى كه وارد شده است ، شامل تمام أئمّهء اثنىعشر ميگردد لا غير . « 2 »
هامش
( 1 ) - « بحار الأنوار » از طبع كمپانى ، ج 8 ، ص 9 ؛ و از طبع حروفى ، ج 28 ، ص 36 ، در قسمت « بيان » علّامهء مجلسى
( 2 ) - « الغدير » ج 3 ، ص 294