و كمال ادا كردند ، و حقّاً به آنها اقتدا نمودند و حقّاً به هدايت آنان هدايت يافتند .
بارى اين حديث مجعول ، خود نافىِ خود است ؛ مضمونش دليل بر بطلان سند اوست . لذا آنچه خواستند از قبائح أعمال بعض از صحابهء مشهور دفاع كنند ، زشتى أعمال آنان بيشتر آشكار شد ، و هر چه خواستند خيانتهاى آنان را سر و صورت دهند و به محملى صحيح تأويل كنند ، واقع مطلب بيشتر هويدا گشت .
جائى كه رسول خدا صريحاً ميفرمايد : فاطمه پارهء جگر من است ، اذيّت به او اذيّت به من است ، آيا ميتوان اذيّتهاى أبوبكر و عمر را بدان نور ديدهء رسول خدا ، تأويل نمود و توجيه كرد ؟ هيهات هيهات !
پيغمبر أكرم نه يك بار و دو بار ؛ بارهاى عديده ، نه در نزد يك نفر و دو نفر ؛ در نزد گروه بسيار ، در مجالس مختلفه ، در نزد مهاجرين و أنصار ، در نزد دوست و دشمن ، فرموده است : فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِى . « فاطمه پارهء بدن من است ؛ پس هر كس او را به خشم در آورد مرا به خشم در آورده است . »
و به لفظ ديگر فرموده است : فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى يُؤْذِينِى مَا ءَاذَاهَا و يُغْضِبُنِى مَا يُغْضِبُها . « فاطمه قطعهاى از بدن من است ؛ آزار مىرساند به من آنچه به او آزار مىرساند ، و مرا به غضب در مىآورد هر چه او را به غضب در آورد . »
و به لفظ ديگر فرموده است : فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى يَقْبِضُنِى مَا يَقْبِضُهَا وَ يَبْسُطُنِى مَا يَبْسُطُهَا . « فاطمه پارهايست از من ؛ مرا به اندوه و غصّه در آورَد هر چه فاطمه را به اندوه و غصّه درآورد ، و مرا خوشحال گرداند هر چه فاطمه را خوشحال گرداند . »
رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٦