است « 1 » تا اينجا كلام تفتازانى تمام شد .
و بطور كلّى معلوم شد كه حديث : أَصْحَابِى كَالنُّجُوم از چهار جهتحديث ساختگى و مجعولى بيش نيست ؛ كه آن را طبق مشتهيات خود ساخته و به رسول الله نسبت دادهاند :
جهت اوّل : ضعف راويان اين حديث است .
جهت دوّم : مخالفت حديث با مضمون آيات قرآن كه پيروى و تبعيّت را منحصر به حق و أفراد متّصل به حق ميداند .
جهت سوّم : مخالفت حديث است با طرز حالات روحى صحابه و أعمالى كه از آنها در دوران حيات پيغمبر سر ميزده است .
جهت چهارم : مخالفت حديث است با نصوص كثيرهء وارده از اهل سنّت كه دلالت بر انحراف بسيارى از صحابه بعد از رسول خدا دارد ، و آنها به علّت بدعت گذاردن در دين و برگشت به آراء جاهليّت و كارهائى كه بعد از رحلت مرتكب شدهاند ، داخل در دوزخ خواهند شد .
فرضاً اگر از تمام اين جهات نيز صرف نظر كنيم ، مضمون حديث : مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِى فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَى وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ ، با مضمون حديث : أَصْحَابِى كَالنُّجُومِ بِأَيِّهِمُ اقْتَدَيْتُمُ اهْتَدَيْتُمْ ، تنافى و تعارض دارد . و طبق موازينِ حديث چون حديث سفينه حديث بسيار معتبر و متواترى است كه از رسول الله نقل شده است ، لذا بايد بدين جهت حديث : أَصْحَابِى كَالنُّجُوم را حديث مجعول و باطلى دانست و آن را ردّ نمود .
توضيح آنكه : حضرت رسول الله اهل بيت عصمت را به يك كشتى معمولى در شب تار كه مسافرين خود را بخواهد از شهرى به شهر ديگرى
هامش
( 1 ) - « إحقاق الحق » ج 2 ، ص 391